مسأله 1590ـ در مورد گندم و جو و کشمش و خرما زکات در صورتى واجب است که هنگام واجب شدن زکات صاحب آنها بالغ باشد.
مسأله 1591ـ مالى را که از انسان غصب کرده اند و نمى تواند در آن تصرّف کند زکات ندارد و همچنین هرگاه زراعتى غصب شده و موقعى که زکات آن واجب مى شود در دست غاصب باشد، اگر بعداً به مالکش برگردد زکات ندارد.
مسأله 1592ـ هرگاه طلا و نقره یا چیز دیگرى را که در آن زکات است قرض کند و یک سال نزد او بماند، باید زکات آن را بدهد و بر کسى که قرض داده چیزى واجب نیست.
زکـات غـلاّت
مسأله 1593ـ زکات گندم و جو و خرما و کشمش وقتى واجب است که به حدّ نصاب برسد و نصاب آنها «288 من تبریز، 45 مثقال کمتر» است که حدود «847 کیلوگرم» برآورد شده (کمى کمتر ازسه خروار).
مسأله 1594ـ اگر قبل از دادن زکات مقدارى از انگور و خرما و جو وگندم را مصرف کندیا به دیگرى بدهد باید زکات آن را بپردازد.
مسأله 1595ـ اگر مالک بعد از واجب شدن زکات بمیرد باید زکات را از مال او بدهند، ولى اگر قبل از واجب شدن زکات بمیرد زکات بر عهده ورثه است، یعنى سهم هر کدام به اندازه نصاب رسد باید زکات خود را بدهد.
مسأله 1596ـ حاکم شرع مى تواند مأمورى براى جمع آورى زکات تعیین کند تا بعد از جدا کردن گندم و جو از کاه، یا خشک شدن خرما و انگور، زکات را جمع آورى کند و اگر از پرداختن زکات که حقّ محرومان است خوددارى نمایند مى تواند به زور از آنها بگیرد.
مسأله 1597ـ هرگاه زراعت یا باغى را قبل از واجب شدن زکات خریدارى کند زکات بر عهده مالک جدید است و اگر بعد از آن که زکات واجب شده بخرد، زکات بر عهده فروشنده یعنى مالک قدیم است.
مسأله 1598ـ هرگاه انسان گندم و جو، یا خرما، یا انگور را بخرد و بداند فروشنده زکات آن را داده زکات بر او واجب نیست و اگر شک کند باز چیزى بر او لازم نیست، ولى اگر بداند زکات آن را نداده است، معامله نسبت به مقدار زکات باطل است مگر این که حاکم شرع اجازه دهد، در این صورت قیمت مقدار زکات را از فروشنده مى گیرد و اگر اجازه ندهد زکات را از خریدار خواهد گرفت و در صورتى که خریدار قیمت آن را به فروشنده داده مى تواند از او پس بگیرد.
مسأله 1599ـ اگر وزن گندم و جو و خرما و کشمش موقعى که هنوز تر است به حدّ نصاب برسد و بعد از خشک شدن کمتر از این مقدار شود زکات آن واجب نیست.
مسأله 1600ـ اگر رطب و انگور را پیش از خشک شدن مصرف کند یا به فروش رساند، در صورتى زکات آن واجب است که خشک شده آنها به اندازه نصاب باشد.
مسأله 1601ـ غلاّتى که زکات آنها را داده، اگر چند سال هم نزد او بماند زکات ندارد.
مسأله 1602ـ مقدار زکات گندم و جو و خرما و انگور در صورتى که از آب باران، یا قنات و نهر و سد و یا رطوبت زمین مشروب شود، ده یک است و اگر با آب چاههاى عمیق و نیمه عمیق و کم عمق، یا بهوسیله دلو و دست و حیوان از چاه یا رودخانه آب بکشد و آن را مشروب سازد زکات آن بیست یک است.
مسأله 1603ـ اگر زراعتى با آب باران و آب چاه آبیارى شود، چنانچه یکى از آنها بقدرى کم باشد که به حساب نیاید، باید مطابق آن که غالباً مشروب شده زکات بدهد، ولى اگر از هر دو به مقدار قابل توجهى مشروب شده است، مثلاً نصف یا ثلث مدّت با آب باران و بقیّه با آب چاه مشروب شده باید زکات آن را نیمى به حساب ده یک و نیمى به حساب بیست یک بدهد.
مسأله 1604ـ اگر نداند که آبیارى با آب باران بوده یا با آب چاه و مانند آن، فقط بیست یک بر او واجب است.
مسأله 1605ـ هرگاه زراعت با آب باران و نهر مشروب شود و احتیاجى به آب چاه نداشته باشد امّا با آن نیز آبیارى گردد و این کار تاثیرى در محصول نداشته باشد زکات آن ده یک است و اگر بعکس با آب چاه آبیارى شود و آب باران بر آن ببارد امّا تأثیرى نگذارد زکات آن بیست یک است.
مسأله 1606ـ هرگاه زراعتى را با آب چاه آبیارى کنند و در زمین مجاور آن زراعتى باشد که از رطوبت آن زمین استفاده کند و محتاج به آبیارى نشود زکات زراعتى که با آب چاه آبیارى شده، بیست یک و زکات زراعتى که مجاور آن است ده یک مى باشد.
مسأله 1607ـ بنابر احتیاط واجب مخارجى را که براى زراعت کرده از حاصل کسر نکند، همچنین قیمت تخمى را که براى زراعت پاشیده است.
مسأله 1608ـ هرگاه درخت انگور یا خرما را بخرد قیمت آن مسلّماً جزءِ مخارج نیست و اگر خرما یا انگور را پیش از رسیدن بخرد احتیاط واجب آن است که پول آن را نیز از محصول کم نکند، همچنین پولى را که براى خرید زمین مى دهد جزءِ مخارج نیست.
مسأله 1609ـ اگر انسان در چند شهر که فصل آنها با یکدیگر اختلاف دارد، یعنى زراعت و میوه آنها در یک وقت به دست نمى آید، گندم یا جو یا خرما و انگور داشته باشد، همه آنها محصول یک سال حساب مى شود و چنانچه چیزى که اوّل مى رسد به اندازه نصاب باشد باید زکات آن را بدهد و زکات بقیّه را هر وقت به دست آید مى پردازد و اگر آنچه اوّل مى رسد به اندازه نصاب نباشد، صبر مى کند تا بقیّه آن برسد، اگر روى هم رفته به مقدار نصاب شود زکات آن واجب است.
مسأله 1610ـ اگر درخت خرما یا انگور در یک سال دو مرتبه میوه دهد چنانچه روى هم به مقدار نصاب باشد، زکات آن را بنابر احتیاط واجب باید بدهد.
مسأله 1611ـ اگر زکات خرما یا کشمش بر او واجب باشد نمى تواند زکات را از رطب تازه یا انگور بدهد (ولى مى تواند رطب تازه یا انگور را به مستحق بفروشد بعد بدهى او را از باب زکات حساب کند) امّا اگر بخواهد رطب یا انگور را قبل از خشک شدن بفروشد مى تواند زکات آن را از خودش بدهد.
مسأله 1612ـ هرگاه کسى از دنیا برود در حالى که زکات واجب بر ذمّه اوست و هم بدهى به مردم دارد، اوّل باید تمام زکات را از مالى که زکات آن واجب شده بدهند بعد دین او را ادا کنند و این در صورتى است که مالى که زکات به آن تعلّق گرفته موجود باشد.
مسأله 1613ـ هرگاه کسى که بدهکار است و زراعتى نیز دارد فوت کند و ورثه پیش از آن که زکات زراعت واجب شود دین او را از اموال دیگرى بدهند، هرکدام از ورثه سهمش به اندازه زکات برسد باید زکات را بدهد امّا اگر دین او را قبل از واجب شدن زکات نپردازند، چنانچه مال میّت فقط به اندازه دین است زکات واجب نمى شود.
مسأله 1614ـ اگر محصول زراعت او خوب و بد دارد باید زکات هر کدام را از خود آن بدهد و یا قیمتش را حساب کند و نمى تواند زکات همه را از جنس بد بدهد و اگر همه را از خوب بدهد بهتر است.
نصاب طلا و نقره
مسأله 1615ـ طلا داراى دو نصاب است:
نصاب اوّل آن 20 مثقال شرعى است که معادل 15 مثقال معمولى مى باشد، هرگاه به این مقدار برسد و شرایط دیگر نیز در آن جمع باشد باید چهل یک آن را (دو و نیم درصد) به عنوان زکات بپردازد و اگر به این مقدار نرسد زکات ندارد.
نصاب دوم 4 مثقال شرعى است که 3 مثقال معمولى مى شود، یعنى اگر 3 مثقال به 15 مثقال اضافه شود باید زکات تمام 18 مثقال را از قرار دو و نیم درصد بدهد و اگر کمتر از 3 مثقال اضافه شود فقط زکات 15 مثقال واجب است و زیادى آن زکات ندارد، همچنین هر چه بالا رود، یعنى اگر 3 مثقال اضافه شود باید زکات تمام آن را بدهد و اگر کمتر اضافه شود مقدار اضافه زکات ندارد.
مسأله 1616ـ نقره نیز دو نصاب دارد:
نصاب اوّل 105 مثقال معمولى است که اگر به آن مقدار برسد و شرایط دیگر در آن جمع باشد باید چهل یک آن را (دو و نیم درصد) به عنوان زکات بپردازد و اگر به این مقدار نرسد زکات آن واجب نیست.
نصاب دوم 21 مثقال است، یعنى اگر 21 مثقال به 105 مثقال اضافه شود باید زکات تمام 126 مثقال را بدهد و هرگاه کمتر از 21 مثقال اضافه شود فقط زکات 105 مثقال واجب است و زیادى زکات ندارد، همچنین هر قدر بالا رود، ولى براى آسان شدن حساب اگر انسان دو و نیم درصد از طلا و نقره که دارد بدهد زکاتى را که بر او واجب بوده داده، گاهى هم بیشتر از مقدار واجب داده است.
مسأله 1617ـ به طلا و نقره همه سال زکات تعلّق مى گیرد، یعنى اگر انسان زکات مقدار طلا یا نقره را بدهد و سال بعد نیز شرایط در او جمع باشد باید دوباره زکات آن را بدهد، تا زمانى که از حد نصاب بیفتد، ولى در خمس چنین نیست، یعنى اگر
مال را یک بار خمس دادند دیگر خمس به آن تعلّق نمى گیرد، مگراین که اضافه شود، همچنین گندم وجو و کشمش و خرما یک بار بیشتر زکات ندارد.
مسأله 1618ـ یکى دیگر از شرایط واجب شدن زکات طلا و نقره این است که «داراى سکّه» باشد و معامله با آن رواج داشته باشد، بنابر این سکّه هایى که رواج معامله ندارد زکات به آن تعلّق نمى گیرد.
مسأله 1619ـ احتیاط مستحب آن است که از سایر پولهاى رایج مانند اسکناس اگر شرایط دیگر در آن جمع باشد زکات بدهند.
مسأله 1620ـ هرگاه طلا و نقره سکّه دار رایج را زنها به صورت زینت آلات درآورند و براى زینت از آن استفاده کنند زکات ندارد و هر گاه کسى داراى مقدارى طلا و نقره است، امّا هیچ کدام از آن دو به اندازه نصاب نیست زکات بر او واجب نمى باشد، هر چند قیمت مجموع آن به حدّ نصاب برسد.
مسأله 1621ـ شرط دیگر آن است که انسان یک سال تمام مالک مقدار نصاب باشد و اگر وارد ماه دوازدهم شود احتیاط آن است که زکات آن را بدهد، امّا اگر قبل از گذشتن یازده ماه آن رابفروشد، یا از نصاب بیفتد، یا در اختیار او نباشد، زکات به آن تعلّق نمى گیرد، همچنین اگر آن را با چیز دیگرى عوض نماید، یا آنها را آب کند و از صورت سکّه خارج سازد، امّا اگر سکّه هاى طلا و نقره را به سکّه هاى طلا و نقره دیگرى عوض کند احتیاط واجب آن است که زکات آن را بپردازد.
مسأله 1622ـ اگر کسى به قصد فرار از زکات، طلا و نقره را تبدیل نماید، یا آنها را آب کند، زکات به او تعلّق نمى گیرد، ولى از خیر و سعادتى محروم شده و احتیاط مستحب آن است که زکات آن را بدهد.
مسأله 1623ـ هرگاه طلا و نقره اى که دارد جنس خوب و بد یا عیار کم و زیاد داشته باشد، زکات هرکدام را از همان مى دهد، ولى بهتر آن است که زکات همه را از نوع مرغوب بدهد.
مسأله 1624ـ هرگاه طلا و نقره بیش از اندازه معمول فلزّ دیگرى مخلوط دارد بطورى که به آن طلا و نقره نگویند، اگر خالص آن به اندازه نصاب برسد باید زکات آن را بدهد و چنانچه شک دارد که به اندازه نصاب هست یا نیست زکات واجب نیست، ولى اگر مى تواند آن را امتحان کند احتیاط واجب آن است که امتحان کند.
زکات حیوانات
مسأله 1625ـ در زکات گوسفند و گاو و شتر علاوه بر شرایطى که قبلاً گفته شد لازم است که این حیوانات بیکار باشد اگر در تمام طول سال روزهاى پراکنده اى کار کرده بطورى که حیوان کارگر محسوب نشود زکات آن واجب است.
مسأله 1626ـ احتیاط واجب آن است که زکات گاو و گوسفند و شتر را اگر به حدّ نصاب برسد بدهد، خواه از علف بیابان بخورد یا علف دستى به آن بدهد و یا گاهى از این و گاه از آن.
مسأله 1627ـ اگر براى این حیوانات چراگاهى را که کسى نکاشته بخرد یا اجاره کند یا براى چراندن در آن متحمّل مخارجى شود باید زکات را بدهد.
نصاب گوسفند
مسأله 1628ـ گوسفند 5 نصاب دارد:
1ـ (40) گوسفند و زکات آن یک گوسفند است، و کمتر از آن زکات ندارد.
2ـ (121) گوسفند و زکات آن دو گوسفند است.
3ـ (201) گوسفند و زکات آن سه گوسفند است.
4ـ (301) گوسفند و زکات آن چهار گوسفند است.
5ـ (400) گوسفند و بالاتر، که باید براى هر صد تاى آنها یک گوسفند بدهد و مقدارى که از صد تا کمتر است زکات ندارد و میان دو نصاب نیز زکات نیست، یعنى اگر گوسفندان به (40) رسیده است تا به نصاب دوم که (121) گوسفند است نرسد، فقط یک گوسفند مى دهد و همچنین در نصابهاى بعد.
مسأله 1629ـ لازم نیست زکات را از خود گوسفندان بدهد، بلکه اگر گوسفند دیگرى بدهد جایز است و همچنین مى تواند به جاى گوسفند و گاو و شتر پول آنها را بدهد، مگر آن که دادن خود حیوان براى مستحق مفیدتر باشد در این صورت احتیاط آن است که خود آن را بدهد.
نصاب گاو
مسأله 1630ـ گاو داراى دو نصاب است:
نصاب اوّل 30 رأس است، یعنى وقتى شماره گاوها به 30 رسد اگر شرایطى را که قبلاً گفته شد دارا باشد، باید یک گوساله نر یا ماده که لااقل داخل سال دوم شده باشد زکات دهد.
نصاب دوم 40 رأس است و زکات آن یک گوساله ماده است که لااقل داخل سال سوم شده باشد و آنچه در بین 30 و 40 باشد زکات ندارد، مثلاً کسى که (35) گاو دارد فقط زکات 30 رأس آن را مى دهد و همچنین اگر از (40) گاو زیادتر شود تا به 60 نرسیده، فقط زکات همان 40 گاو را مى دهد، و هرگاه به 60 رسید باید دو گوساله که لااقل داخل سال دوم شده بدهد، همین طور هرچه افزایش یابد آنها را سى سى، یا چهل چهل، و یا اگر ممکن است با 30 و 40 حساب کند و مطابق دستور بالا عمل نماید، امّا باید طورى حساب کند که چیزى باقى نماند، یا اگر مى ماند از 9 بیشتر نباشد، مثلاً کسى که 70 رأس گاو دارد باید به حساب 30 و 40 حساب کند و هر کدام را مطابق دستور بالا زکات بدهد و کسى که 80 رأس گاو دارد با حساب چهل چهل حساب کند.
نصاب شتر
مسأله 1631ـ براى شتر 12 نصاب است:
اوّل: 5 شتر و زکات آن یک گوسفند است و کمتر از مقدار، زکات ندارد.
دوم: 10 شتر و زکات آن دو گوسفند است.
سوم: 15 شتر و زکات آن سه گوسفند است.
چهارم: 20 شتر و زکات آن چهار گوسفند است.
پنجم: 25 شتر و زکات آن پنج گوسفند است.
ششم: 26 شتر و زکات آن یک شتر است که داخل سال دوم شده باشد.
هفتم: 36 شتر و زکات آن یک شتر است که داخل سال سوم شده باشد.
هشتم: 46 شتر و زکات آن یک شتر است که داخل سال چهارم شده باشد.
نهم: 61 شتر و زکات آن یک شتر است که داخل سال پنجم شده باشد.
دهم: 76 شتر و زکات آن دو شتر است که داخل سال سوم شده باشد.
یازدهم: 91 شتر و زکات آن دو شتر است که داخل سال چهارم شده باشد.
دوازدهم: 121 شتر و بالاتر از آن است که باید یا چهل چهل حساب کند و براى هر 40 شتر یک شتر بدهد که داخل سال سوم شده باشد، یا پنجاه پنجاه حساب کند و براى هرپنجاه شتر یک شتر بدهد که داخل سال چهارم شده باشد و یا با چهل و پنجاه حساب کند، ولى در این جا نیزباید طورى حساب کند که چیزى باقى نماند و یا اگر باقى مى ماند از 9 شتر بیشتر نباشد و شتر زکات باید حتماً ماده باشد.
مسأله 1632ـ مابین دو نصاب زکات ندارد، یعنى اگر از نصاب اوّل که 5 شتر است بگذرد تا به نصاب دوم که 10 شتر است نرسیده، فقط زکات 5 شتر را مى دهد، همچنین در نصابهاى بعد.
مسأله 1633ـ هرگاه گوسفند و گاو و شتر به مقدار نصاب برسد زکات آن واجب است خواه همه آنها نر باشد یا ماده یا بعضى نر و بعضى ماده.
مسأله 1634ـ بز و میش و شیشک در زکات با هم فرق ندارد و همچنین انواع شتر، گاو و گاومیش نیز یک جنس حساب مى شود.
مسأله 1635ـ گوسفندى را که براى زکات مى دهد احتیاط واجب آن است که حدّاقل سال اوّل آن تمام شده باشد اگر بز مى دهد دوسال آن تمام شده باشد.
مسأله 1636ـ گوسفندى را که براى زکات مى دهد اگر قیمتش از گوسفندهاى دیگر او کمتر باشد اشکال ندارد، ولى مستحبّ است گوسفندى که قیمتش بیشتر است بدهد، یا لااقل حدّ وسط را در نظر بگیرد و همچنین در گاو و شتر.
مسأله 1637ـ اگر چند نفر باهم شریک باشند هر کدام سهمش به حدّ نصاب برسد باید زکات را بدهد.
مسأله 1638ـ اگر یک نفر در چند جا گوسفند یا گاو و شتر دارد و روى هم رفته به حدّ نصاب برسد، باید زکات آن را بدهد و اگر گاو و گوسفند و شتر مریض و معیوب هم باشند زکاتشان واجب است.
مسأله 1639ـ اگر همه گوسفندان و گاو و شترها سالم و بى عیب و جوان باشد نمى تواند زکات آنها را از مریض یا معیوب و پیر بدهد، بلکه اگر بعضى سالم و بعضى مریض، دسته اى معیوب و دسته اى بى عیب، مقدارى پیر و مقدارى جوان باشد، احتیاط واجب آن است که براى زکات، سالم و بى عیب و جوان را انتخاب کند، ولى اگر همه آنها مریض یا معیوب یا پیر باشند مى تواند زکات را از خود آنها بدهد.
مسأله 1640ـ کسى که زکات حیوان بر او واجب است اگر زکات را از مال دیگرش بدهد تا وقتى که شماره آنها از نصاب کم نشده همه سال باید زکات بدهد و هرگاه از نصاب افتاد دیگر زکات واجب نیست و اگر پیش از تمام شدن ماه یازدهم حیوان را با چیز دیگر عوض کند، زکات بر او واجب نیست، ولى اگر آن حیوانات را با گاو و گوسفند و شتر دیگرى عوض کند، مثلاً 40 گوسفند بدهد و 40 گوسفند دیگر بگیرد احتیاط واجب آن است که زکات آن را بپردازد.
مصرف زکات
مسأله 1641ـ زکات را در یکى از هشت مورد زیر باید صرف کرد:
1 و 2ـ «فقرا» و «مساکین» و آنها کسانى هستند که مخارج سال خود و عیالاتشان را ندارند. تفاوت فقیر و مسکین در این است که فقیر روى سؤال از کسى ندارد، امّا مسکین نیازمندى است که روى سؤال دارد، کسانى که صنعت و ملک و سرمایه و کسبى دارند که زندگى آنها را اداره نمى کند فقیر محسوب مى شوند و کمبود زندگى خود را مى توانند از زکات بگیرند.
3ـ کسى که از طرف امام یا نایب او مأمور جمع آورى زکات یا نگهدارى یا رسیدگى به حساب آن و یا رساندن آن به امام و نایب او، یا رساندن به مصارف لازم هستند مى توانند به اندازه زحمتى که مى کشند از زکات استفاده کنند.
4ـ افراد ضعیف الایمانى که با گرفتن زکات تقویت مى شوند و تمایل به اسلام پیدا مى کنند.
5ـ خریدن برده ها و آزاد کردن آنها.
6ـ اشخاص بدهکارى که نمى توانند قرض خود را ادا کنند.
7ـ «سبیل اللّه» یعنى کارهایى مانند ساختن مسجد که منفعت دینى عمومى دارد و همچنین مدارس علوم دینى، مراکز تبلیغاتى، اعزام مبلّغین، نشر کتابهاى مفید اسلامى و خلاصه آنچه براى اسلام نفع داشته باشد به هر نحو که باشد، مخصوصاً جهاد در راه خدا.
8ـ «ابن السّبیل» یعنى مسافرى که در سفر مانده و محتاج شده که به مقدار نیازش مى تواند از زکات استفاده کند، هر چند در محلّ خود غنى و بى نیاز باشد.
مسأله 1642ـ فقیر یا مسکین بنابر احتیاط واجب نمى تواند بیش از مخارج سال خود و عیالاتش را از زکات بگیرد و اگر کسرى دارد تنها به اندازه کسرى خود مى تواند بگیرد.
مسأله 1643ـ صنعتگر یا کارگرى که درآمد او از مخارج سالش کمتر است مى تواند کسرى مخارجش را از زکات بگیرد و لازم نیست ابزار کار یا سرمایه و ملک خود را به مصرف مخارج برساند.
مسأله 1644ـ شخص نیازمند مى تواند مرکب سوارى مورد نیاز و همچنین خانه اى که به آن احتیاج دارد وسرمایه لازم براى کسب و کار را از زکات تهیّه کند و در این قسمت باید به آن مقدار که براى نیاز و حفظ آبروى او لازم است قناعت کند.
مسأله 1645ـ کسى که مى تواند با یاد گرفتن صنعت یا کارهاى دیگر زندگى خود را اداره کند، باید یادگیرد تا نیازى به زکات نداشته باشد، ولى تا زمانى که مشغول یاد گرفتن است مى تواند زکات بگیرد.
مسأله 1646ـکسانى که مشغول فراگرفتن علم واجب هستند مى توانند از زکات استفاده کنند، همچنین قضّات و مجریان حدود و مانند آنها.
مسأله 1647ـ کسى که زکات بر ذمّه دارد و از فقیرى طلبکار است، مى تواند طلب خود را از باب زکات حساب کند، حتّى اگر فقیر بدهکار از دنیا برود مى تواند بدهى او را از زکات محسوب دارد، امّا اگر چیزى از خود گذاشته که به اندازه بدهى اوست بنابر احتیاط واجب نمى توان بدهى او را از زکات حساب کرد.
مسأله 1648ـ کسى که فقیر بودنش معلوم نیست نمى توان به او زکات داد، ولى اگر از ظاهر حالش گمان پیدا شود که فقیر است، زکات دادن به او جایز است، همچنین اگر افراد مورد اعتماد خبر دهند که او فقیر مى باشد.
مسأله 1649ـ لازم نیست به فقیر بگویند که این مال زکات است، بلکه مى توان زکات را به صورت هدیه به او داد (البته بطورى که دروغ نشود) ولى در هر حال باید قصد زکات کند.
مسأله 1650ـ اگر به گمان این که کسى فقیر است زکات به او دهد بعد بفهمد فقیر نبوده، یا از روى ندانستن مسأله به کسى که فقیر نیست زکات بدهد، چنانچه چیزى را که به او داده باقى باشد مى تواند پس بگیرد و به مستحق بدهد و اگر از بین رفته هرگاه کسى که آن چیز را گرفته مى دانسته یا احتمال مى داده که زکات است باید عوض آن را بدهد و او نیز به مستحق برساند، ولى اگر به غیر عنوان زکات داده نمى تواند چیزى از او بگیرد و در هر حال چنانچه در تشخیص مستحق کوتاهى نکرده باشد لازم نیست دوباره از مال خود بپردازد.
مسأله 1651ـ کسى که بدهکار است و نمى تواند بدهى خود را بدهد، مى تواند براى دادن قرض خود زکات بگیرد، هر چند مخارج سال خود را داشته باشد، به شرط این که مالى را که قرض کرده در معصیت خرج نکرده باشد.
مسأله 1652ـ مسافرى که خرجى او تمام شده، یا اموالش به سرقت رفته، یا مرکبش از کار افتاده، چنانچه سفر او سفر معصیت نباشد و نتواند با فروختن چیزى یا قرض کردن مالى خود را به مقصد برساند، مى تواند زکات بگیرد، هر چند در وطن خود فقیر نباشد و لازم نیست بعد از رسیدن به وطن مقدارى را که از باب زکات گرفته برگرداند، ولى اگر بعد از رسیدن به وطن چیزى از زکات زیاد آمده باشد باید آن را به حاکم شرع بدهد و بگوید زکات است.
مستحقّین زکات
مسأله 1653ـ مستحقّین زکات باید شرایط زیر را داشته باشند:
اوّل، ایمان به خدا و پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و ائمّه دوازده گانه(علیهم السلام)، به اطفال یا دیوانگانى که از مسلمانان شیعه فقیر باشند مى توان زکات داد، منتهى باید زکات را به دست ولى آنها بدهند، خواه به نیّت تملیک به طفل یا دیوانه باشد یا به قصد مصرف کردن درباره آنها و اگر به ولى دسترسى ندارد مى تواند خودش یا به وسیله یک نفر امین زکات را براى احتیاجات آنها صرف کند.
مسأله 1654ـ دوم، دادن زکات باید مایه کمک به گناه نشود، بنابراین زکات را به کسى که آن را در معصیت صرف مى کند نمى توان داد و احتیاط واجب آن است به شرابخوار نیز زکات ندهند.
مسأله 1655ـ در زکات عدالت شرط نیست، همچنین عدم ارتکاب گناهان کبیره.
مسأله 1656ـ سوم، واجب النّفقه نبودن، یعنى زکات را نمى توان به فرزند و همسر و پدر و مادر داد، ولى اگر آنها بدهکار باشند و نتوانند بدهى خود را بپردازند زکات را به مقدار اداء دین مى توان به آنها داد.
مسأله 1657ـ اگر کسى نمى تواند مخارج افراد واجب النّفقه خود را بپردازد، مثلاً قادر نیست خرج زن و بچّه خود را بدهد، یا توانایى دارد و نمى دهد، دیگران مى توانند به آنها زکات دهند.
مسأله 1658ـ هرگاه فرزندى به کتابهاى علمى دینى احتیاج دارد پدر مى تواند براى خریدن آنها به او زکات دهد.
مسأله 1659ـ هرگاه شوهر مخارج همسرش را نمى پردازد، ولى زن مى تواند از طریق حاکم شرع یا غیر او حقّ خود را بگیرد، چنین زنى نمى تواند از زکات استفاده کند.
مسأله 1660ـ زن مى تواند به شوهر فقیر خود زکات دهد، هر چند شوهر زکات را بگیرد و صرف مخارج آن زن و اولادش کند.
مسأله 1661ـ چهارم زکات گیرنده از سادات نباشد، مگر این که زکات دهنده هم از سادات باشد، ولى اگر خمس و سایر وجوهات کفایت مخارج آنها را نکند و ناچار به گرفتن زکات باشند، مى توانند از غیر سیّد زکات بگیرند، امّا احتیاط واجب آن است که فقط به مقدار مخارج روزانه بگیرند.
نیّت زکات
مسأله 1662ـ در زکات قصد قربت شرط است، یعنى باید براى اطاعت فرمان خداوند متعال زکات بدهد و باید در نیّت خود معیّن کند که زکات مال است یا زکات فطره، ولى اگر زکات گندم و جو و اموال دیگرى بر او باشد لازم نیست معیّن کند چیزى را که مى دهد زکات کدام است.
مسأله 1663ـ کسى که زکات چند مال بر او واجب است اگر مقدارى زکات بدهد و نیّت هیچ کدام را نکند، چنانچه چیزى را که داده همجنس یکى از آنها باشد، زکات همان جنس حساب مى شود و اگر همجنس هیچ کدام نباشد به همه آنها قسمت مى شود، بنابراین اگر مثلاً یک گوسفند از باب زکات بدهد زکات گوسفند حساب مى شود، ولى اگر مقدارى پول نقره بدهد در حالى که بدهکار زکات گوسفند و گاو است در میان هر دو تقسیم مى گردد.
مسأله 1664ـ هرگاه کسى را وکیل کند که زکات مال او را بدهد همین اندازه که مالک نیّت داشته باشد کافى است، خواه وکیل نیّت کند یا نه، ولى اگر مالک نیّت زکات را نکرده بلکه وکالت در همه چیز به او داده باید وکیل نیّت کند.
مسأله 1665ـ اگر مالک یا وکیل او بدون قصد قربت، زکات را به فقیر دهد و پیش از آن که مال ازبین برود خود مالک نیّت قربت کند، زکات حساب مى شود.
مسأله 1666ـ هرگاه زکات را به میل خود نپردازد حاکم شرع مى تواند به اجبار از او دریافت دارد و زکات محسوب مى شود و نیّت قربت در اینجا ساقط است، ولى احتیاط آن است که حاکم شرع قصد قربت کند.
مسائل متفرّقه زکات
مسأله 1667ـ در اداى زکات نباید کوتاهى کرد یعنى موقعى که زکات واجب مى شود باید آن را به فقیر یا حاکم شرع برساند، ولى اگر منتظر فقیر معیّنى باشد یا بخواهد به فقیرى بدهد که از جهتى برترى دارد مى تواند انتظار او را بکشد، ولى احتیاط واجب آن است که در این صورت زکات را از مال جدا کند.
مسأله 1668ـ کسى که مى تواند زکات را به مستحق برساند اگر کوتاهى کند و مال از بین برود ضامن است و باید عوض آن را بدهد ولى اگر کوتاهى نکرده باشد چیزى بر او نیست.
مسأله 1669ـ اگر زکات را از خود مال جدا کند مى تواند در بقیّه آن تصرّف نماید و اگر از مال دیگرى کنار بگذارد مى تواند در تمام آن مال تصرّف کند.
مسأله 1670ـ انسان نمى تواند زکاتى را که جدا کرده و کنار گذاشته بردارد و چیز دیگرى به جاى آن بگذارد.
مسأله 1671ـ اگر از زکاتى که کنار گذاشته منفعتى حاصل شود، مثلاً گوسفندى باشد که برّه بیاورد، آن نیز جزء مال زکات است.
مسأله 1672ـ اگر موقعى که زکات را کنار گذارده مستحقّى حاضر باشد بهتر است زکات را به او بدهد، مگر این که کسى را در نظر داشته باشد که از او اولى باشد.
مسأله 1673ـ هنگامى که حاکم شرع مبسوط الید است یعنى مى تواند احکام اسلام را اجرا نماید احتیاط واجب آن است که زکات را به او دهند، یا به اجازه او مصرف کنند و اقدام اشخاص به تقسیم آن بدون اذن حاکم شرع در این صورت اشکال دارد.
مسأله 1674ـ اگر با عین مالى که براى زکات کنار گذاشته، براى خودش تجارت کند صحیح نیست، ولى اگر با اجازه حاکم شرع باشد صحیح است ومنافع آن مال زکات است.
مسأله 1675ـ قبل از آن که زکات بر انسان واجب شود نمى تواند چیزى از باب زکات به فقیر دهد، ولى مى تواند به او قرض دهد و بعد از آن که زکات بر او واجب شد حساب کند.
مسأله 1676ـ فقیرى که مى داند زکات بر شخصى واجب نشده، نمى تواند چیزى از باب زکات از او بگیرد و اگر بگیرد و پیش او تلف شود ضامن است، امّا اگر آن فقیر به فقر خود باقى باشد مى توان بدهى او را بعداً جهت زکات حساب کرد.
مسأله 1677ـ مستحبّ است زکات گوسفند و گاو و شتر را به نیازمندان آبرومند بدهند و نیز مستحبّ است در دادن زکات خویشاوندان را بر دیگران و اهل کمال و علم را برغیر آنان و کسانى را که اهل سؤال نیستند بر اهل سؤال مقدّم دارند.
مسأله 1678ـ بهتر است زکات واجب را آشکارا و صدقه مستحبّى را مخفى بدهند.
مسأله 1679ـ هرگاه زکات بر کسى واجب شود، ولى در آن محل مستحقّى نباشد، چنانچه امید نداشته باشد که بعداً در آنجا مستحقّى پیدا کند باید زکات را به محلّ دیگرى ببرد و به مصرف برساند و بنابراحتیاط واجب مخارج حمل و نقل به محلّ دیگر به عهده خود او است، ولى اگر زکات تلف شود، ضامن نیست.
مسأله 1680ـ اگر در محلّ خودش مستحق پیدا شود، با این حال مى تواند زکات را به محلّ دیگرى ببرد; ولى مخارج آن بر عهده خود اوست و اگر زکات تلف شود بنابر احتیاط واجب ضامن است، هرچند با اجازه حاکم شرع باشد.
مسأله 1681ـ اجرت وزن کردن گندم و جو و مانند آن، که براى زکات مى دهد بر خود اوست.
مسأله 1682ـ احتیاط واجب آن است که به هر فقیر از زکات نصاب اوّل نقره (یعنى به اندازه دومثقال و 15 نخود) کمتر ندهد و اگر از چیز دیگر مانند گندم و جو زکات مى دهد نیز قیمت آن کمتر از این مقدار نباشد.
مسأله 1683ـ مکروه است انسان از مستحق بخواهد که زکاتى را که به او داده به خودش بفروشد، ولى اگر مستحق بخواهد زکاتى را که گرفته تبدیل به پول کند، کسى که زکات را به او داده بر دیگران مقدّم است.
مسأله 1684ـ هرگاه شک کند که زکات واجب را پرداخته یا نه، باید بدهد، هر چند شکّ او مربوط به زکات سالهاى گذشته است.
مسأله 1685ـ فقیر حق ندارد زکات را به کمتر از مقدار آن صلح کند، یا چیزى را گرانتر از قیمت آن به عنوان زکات بپذیرد، یا زکات را از مالک گرفته و به خودش ببخشد، حتّى اگر کسى زکات زیادى بدهکار است و فقیر شده و نمى تواند زکات را ادا کند بر ذمّه او مى ماند، مانند بدهى هاى دیگرش و گرفتن و بخشیدن به او اشکال دارد.
مسأله 1686ـ انسان مى تواند از زکات، کتابهاى دینى و علمى و قرآن و دعا و سایر کتبى که در پیشرفت هدفهاى اسلامى مؤثّر است بخرد و وقف نماید، خواه وقف عموم کند، یا وقف اشخاص خاص، حتّى مى تواند بر اولاد خود و کسانى که واجب النّفقه او هستند وقف کند، ولى نمى تواند از زکات املاکى بخرد و بر اولاد خود وقف نماید.
مسأله 1687ـ شخص فقیر مى تواند براى رفتن به حج و زیارت و مانند آن، زکات بگیرد، ولى اگر به مقدار خرج سالش زکات گرفته باشد گرفتن زکات براى زیارت و مانند آن اشکال دارد.
مسأله 1688ـ اگر مالک کسى را وکیل کند که زکات مال او را بدهد چنانچه ظاهر عبارتش این باشد که به دیگران بدهد، خود وکیل نمى تواند چیزى از آن را بردارد، هرچند مستحق باشد، ولى اگر ظاهر عبارت عام است، خودش نیز مى تواند استفاده کند.
مسأله 1689ـ هرگاه کسى گوسفند و گاو و شتر یا طلا و نقره را از باب زکات به اندازه نیازش بگیرد، اگر به مقدار نصاب باشد و اتّفاقاً سال بر آن بگذرد باید زکات آن را بدهد.
مسأله 1690ـ هرگاه دو نفر در مالى که زکات آن واجب شده باهم شریک باشند و یکى از آنان سهم زکات خود را بدهد و بعد مال را تقسیم کند، تصرّف او در سهم خودش اشکال ندارد، هر چند دیگرى سهم زکاتش را نداده است.
مسأله 1691ـ هرگاه کسى بدهکار خمس یا زکات است و قرض هم دارد و اموالى از باب کفّاره و نذر و مانند آن بر او نیز واجب شده، چنانچه نتواند همه آنها را بپردازد، اگر عین مالى که خمس یا زکات بر آن واجب شده از بین نرفته است باید خمس و زکات را مقدم دارد و اگر از بین رفته، احتیاط این است که حقّ مردم را مقدّم دارد و اگر چنین کسى از دنیا برود و مال او براى همه اینها کافى نباشد به همین ترتیب عمل کنند.
زکات فطره
مسأله 1692ـ زکات فطره بر تمام کسانى که قبل از غروب شب عید فطر بالغ و عاقل و غنى باشند واجب است، یعنى باید براى خودش و کسانى که نانخور او هستند، هر نفر به اندازه یک صاع (تقریباً سه کیلو) از آنچه غذاى نوع مردم آن محل است، اعم از گندم و جو یا خرما یا برنج یا ذرّت و مانند اینها به مستحق بدهد و اگر پول یکى از اینها را بدهد کافى است.
مسأله 1693ـ غنى کسى است که مخارج سال خود و عیالاتش را دارد، یا ازطریق کسب و کار به دست مى آورد و اگر کسى چنین نباشد فقیر است، زکات فطره بر او واجب نیست و مى تواند زکات فطره بگیرد.
مسأله 1694ـ انسان باید فطره کسانى را که قبل از غروب شب عید فطر نانخور او حساب مى شوند بدهد، خواه بزرگ باشند یا کوچک، مسلمان باشند یا کافر، واجب النّفقه باشند یا غیر واجب النّفقه، نزد او زندگى کنند یا در جاى دیگر.
مسأله 1695ـ اگر کسى را که نانخور اوست و در شهر دیگر زندگى مى کند وکیل نماید که از مال او فطره خودش را بپردازد، چنانچه اطمینان و وثوق داشته باشد که فطره را مى دهد کافى است.
مسأله 1696ـ میهمانى که پیش از غروب شب عید فطر با رضایت صاحب خانه وارد شده و نانخور او محسوب مى شود (یعنى تصمیم دارد مدّتى نزد او بماند) دادن زکات فطره او نیز واجب است، امّا اگر فقط براى شب عید دعوت شده فطره او بر میزبان واجب نیست و در صورتى که بدون رضایت صاحب خانه باشد نیز بنابر احتیاط واجب فطره او را بدهد، همچنین فطره کسى که انسان را مجبور کرده است که خرجى او را بپردازد.
مسأله 1697ـ اگر پیش از غروب ، بچّه بالغ شود، یا دیوانه عاقل گردد، یا فقیر غنى شود، باید زکات فطره را بدهد، ولى اگر بعد از غروب باشد زکات فطره بر او واجب نیست، هر چند مستحبّ است اگر تا پیش از ظهر روز عید شرایط حاصل شود زکات فطره را بدهد.
مسأله 1698ـ مستحبّ است شخص فقیرى که فقط به اندازه یک صاع (تقریباً سه کیلو) گندم یا مانند آن دارد زکات فطره را بدهد و چنانچه عیالاتى داشته باشد و بخواهد فطره آنها را بپردازد، مى تواند آن یک صاع را به قصد فطره به یکى از آنان بدهد و او هم با همین قصد به دیگرى مى دهد، تا نفر آخر و بهتر است بعداً آن را به کسى بدهند که از خودشان نباشد و اگر یکى از آنها صغیر است ولىّ او به جاى او بگیرد و بعد به شخص دیگرى دهد.
مسأله 1699ـ هرگاه بعد از غروب شب عید فطر بچّه دار شود، یا کسى نانخور او گردد مستحبّ است فطره او را بپردازد، ولى واجب نیست.
مسأله 1700ـ اگر انسان نانخور کسى باشد، ولى قبل از غروب نانخور دیگرى شود، زکات فطره او بر عهده شخص دوم است، مثل این که دختر پیش از غروب به خانه شوهر رود که شوهرش باید فطره او را بدهد.
مسأله 1701ـ اگر زکات فطره انسان بر دیگرى واجب باشد، بر خود او واجب نیست، ولى اگر کسى که بر او واجب است نپردازد احتیاط واجب آن است که اگر مى تواند خودش بدهد.
مسأله 1702ـ هرگاه فطره انسان بر دیگرى واجب باشد اگر خودش آن را بپردازد از او ساقط نمى شود، مگر این که با اذن و اجازه طرف باشد.
مسأله 1703ـ زنى که شوهرش مخارج او را نمى دهد و نانخور دیگرى است فطره اش بر عهده کسى است که نانخور او مى باشد و اگر زن غنى است و از مال خود خرج مى کند باید شخصاً فطره را بدهد.
مسأله 1704ـ کسى که سیّد است نمى تواند زکات فطره از غیر سیّد بگیرد.
مسأله 1705ـ طفل شیر خوارى که از مادر یا دایه شیر مى خورد، فطره او بر کسى است که مخارج مادر یا دایه را مى پردازد و اگر از اموال خود آن طفل خرجش را بردارند فطره او بر کسى واجب نیست، نه بر خودش و نه بر دیگرى.
مسأله 1706ـ هرگاه کسى مخارج عیالاتش را از مال حرام بدهد واجب است فطره آنها را از مال حلال بدهد.
مسأله 1707ـ هرگاه انسان کسى را اجیر کند و شرط نماید که مخارج او را نیز بدهد (مانند خدمتکار) باید فطره او را هم بدهد، ولى در مورد کارگرانى که مخارج آنها بر عهده صاحب کار است و این مخارج جزئى از مزد آنها محسوب مى شود، فطره آنها بر صاحب کار واجب نیست، همچنین در میهمانخانه ها و مانند آن،که معمول است کارکنان غذاى خود را در همان جا مى خورند و این در حقیقت جزء حقوق آنها محسوب مى شود، فطره آنها بر خودشان است، نه بر صاحب کار.
مسأله 1708ـ مخارج سربازها در سربازخانه ها یا میدان جنگ بر عهده دولت است، ولى فطره آنها بر دولت واجب نیست و اگر شرایط در خودشان جمع است باید زکات فطره خود را بدهند.
مسأله 1709ـ هرگاه کسى بعد از غروب روز آخر ماه از دنیا برود، باید فطره او و عیالاتش را از مالش بدهند، ولى اگر پیش از غروب بمیرد واجب نیست و در صورتى که عیالاتش داراى شرایط وجوب فطره هستند خودشان باید زکات فطره را بپردازند.
مصرف زکات فطره
مسأله 1710ـ زکات فطره را بنابر احتیاط واجب باید فقط به فقرا و مساکین بدهند مشروط بر این که مسلمان و شیعه دوازده امامى باشند و به اطفال شیعه که نیازمند هستند نیز مى توان فطره داد، خواه به مصرف آنها برسانند یا از طریق ولىّ طفل به آنها تملیک کنند.
مسأله 1711ـ فقیرى که فطره مى گیرد لازم نیست عادل باشد، ولى احتیاط واجب آن است که به شرابخوار و کسى که آشکارا معصیت کبیره مى کند فطره ندهند و همچنین به کسانى که فطره را در معصیت خداوند مصرف مى کنند.
احکام زکات فطره
مسأله 1712ـ احتیاط واجب آن است که به فقیر بیشتر از مخارج سالش و کمتر از یک صاع (تقریباً سه کیلو) داده نشود.
مسأله 1713ـ هرگاه به جاى یک صاع، نصف صاع از جنس خوب بدهد بطورى که قیمتش به اندازه یک صاع جنس معمولى باشد، کافى نیست و اگر آن را به قصد قیمت فطره هم بدهد اشکال دارد.
مسأله 1714ـ انسان نمى تواند نصف صاع را از یک جنس (مثلاً گندم) و نصف صاع را از جنس دیگر (مثلاً جو) بدهد، مگر این که مخلوط آن دو غذاى معمول آن محل باشد.
مسأله 1715ـ مستحبّ است در دادن زکات فطره خویشاوندان محتاج را بر دیگران مقدّم دارد و بعد همسایگان نیازمند را و مستحبّ است اهل علم و فضل را اگر نیازى داشته باشند بر غیر آنها مقدّم بشمرد.
مسأله 1716ـ هرگاه به گمان این که کسى فقیر است به او فطره دهند و بعد معلوم شود فقیر نبوده، مى تواند آن مال را پس بگیرد و به مستحق بدهد و اگر پس نگیرد باید از مال خودش فطره را بدهد و اگر از بین رفته باشد، در صورتى که گیرنده فطره مى دانسته آنچه را گرفته زکات فطره است، باید عوض آن را بدهد و در غیر این صورت عوض بر او واجب نیست و اگر دهنده فطره در تحقیق حال فقیر کوتاهى نکرده باشد بر او هم چیزى نیست.
مسأله 1717ـ به کسى که ادّعاى احتیاج مى کند نمى توان زکات فطره داد، مگر آن که اطمینان حاصل گردد که او فقیر است، یا لااقل از ظاهر حالش گمان پیدا شود و یا بداند سابقاً فقیر بوده و رفع فقر او ثابت نشده باشد.
مسائل متفرّقه زکات فطره
مسأله 1718ـ در زکات فطره مانند زکات مال قصد قربت لازم است، یعنى باید براى اطاعت فرمان خدا زکات فطره بدهد و نیّت فطره نیز شرط است.
مسأله 1719ـ زکات فطره را نمى توان قبل از ماه رمضان داد و اگر بدهد باید روز عید فطر اعاده کند، همچنین احتیاط واجب آن است که در ماه مبارک رمضان هم ندهد، ولى اگر پیش از ماه رمضان یا در ماه رمضان چیزى را به فقیر قرض دهد و بعد از آن که فطره بر او واجب شد طلب خود را به جاى فطره حساب کند مانعى ندارد.
مسأله 1720ـ در زکات فطره خوراک شخصى خود انسان ملاک نیست بلکه خوراک معمولى اهل شهر و یا محل ملاک است; بنابراین، کسى که همیشه برنج مى خورد مى تواند زکات فطره را از گندم بدهد.
مسأله 1721ـ در زکات فطره مى توان به جاى جنس، پول داد، مثلاً حساب مى کند قیمت یک من گندم چه اندازه است; پول آن را به همین عنوان به فقیر مى دهد، ولى باید توجّه داشت ملاک، قیمت خرده فروشى در بازار آزاد است نه قیمت عمده فروشى و نرخ رسمى و به تعبیر دیگر باید پولى بدهد که فقیر اگر بخواهد بتواند با آن همان جنس را از بازار بخرد.
مسأله 1722ـ گندم یا چیز دیگرى را که براى فطره مى دهند باید مخلوط با خاک و اشیاء دیگر نباشد، مگر این که بقدرى کم باشد که به حساب نیاید.
مسأله 1723ـ زکات فطره را از جنس معیوب نمى توان داد، ولى اگر جایى باشد که آن جنس خوراک غالب آنها محسوب مى شود اشکال ندارد.
مسأله 1724ـ کسى که زکات فطره چند نفر را مى دهد لازم نیست همه را از یک جنس بدهد و مى تواند (مثلاً) براى بعضى گندم و براى بعضى جو بدهد.
مسأله 1725ـ وقت اداى زکات فطره، روز عید فطر قبل از انجام نماز است; بنابراین، کسى که نماز عیدفطر را مى خواند باید فطره را پیش از نماز عید بدهد، ولى اگر نماز عید را نمى خواند مى تواند تا ظهر روز عید تأخیر بیندازد.
مسأله 1726ـ اگر دسترسى به فقیر ندارد مى تواند مقدارى از مال خود را به نیّت فطره جدا کرده و براى مستحقّى که در نظر دارد یا براى هر مستحق کنار بگذارد و باید هر وقت که آن را مى دهد نیّت فطره نماید.
مسأله 1727ـ اگر موقعى که دادن زکات فطره واجب است فطره را ندهد و کنار هم نگذارد احتیاط آن است که بعداً به نیّت «ما فى الذّمّه» یعنى بدون این که قصد ادا و قضا کند فطره را بدهد.
مسأله 1728ـ مالى را که به قصد فطره کنار گذارده، نمى تواند آن را با مال دیگرى عوض کند، بلکه باید همان را براى فطره بدهد.
مسأله 1729ـ هرگاه مالى را که براى فطره کنار گذاشته از بین برود، چنانچه دسترسى به فقیر داشته و کوتاهى کرده باید عوض آن را بدهد و اگر دسترسى نداشته و در حفظ آن نیز کوتاهى نکرده چیزى بر او نیست.
مسأله 1730ـ هرگاه انسان مالى دارد که قیمتش از فطره بیشتر است چنانچه نیّت کند که مقدارى از آن مال براى فطره است اشکال دارد.
مسأله 1731ـ احتیاط واجب آن است که زکات فطره را در همان محل مصرف کند، مثلاً نمى تواند براى بستگانش که در شهر دیگرى هستند بفرستد، مگر این که در آن محل مستحقّى پیدا نشود و هرگاه با وجود مستحق فطره را به جاى دیگرى ببرد و تلف شود ضامن است، ولى حاکم شرع مى تواند با توجّه به مصالح نیازمندان اجازه دهد آن را به محلّ دیگرى ببرند.
مسأله 1732ـ همانطور که قبلاً هم اشاره شد زکات فطره را بنابر احتیاط واجب در غیر مورد فقرا و مساکین نمى توان مصرف کرد، همچنین نمى توان از آن کارخانه هایى تأسیس کرد و منافع آن را در خدمت نیازمندان گذارد، ولى تهیّه سرمایه از آن براى افراد نیازمند به مقدارى که زندگانى آنها را اداره کند جایزاست.