ادعیه
× اهل
عرفان در هر مرحله از مراحل سلوک به ادعیه، متمسک و متوسل هستند و آن را
غذاى روح مىدانند و بعضى ادعیه را به خاطر علاقه وافر به مضامین و حقایقش
از حفظ دارند. چنانکه حضرت استاد بعضى ادعیه را حفظ بودند از جمله:
دعاى احتجاب
× مىفرمودند: این
دعا بسیار ممتاز و داراى خواص بسیار است و هفتبار خواندنش بدون فاصله آثار
بیشترى دارد و براى نورانیت قلب خوب است. این دعا را محمّد حنفیه از پدرش
امیرالمؤمنینعلیه السلام از پیامبرصلى الله علیه وآله نقل کرده است و قریب
دوازده خاصیت برایش گفتهاند، تا آنجا که جناب سلمان به پیامبرصلى الله
علیه وآله عرضه داشت: این دعا را به مردم تعلیم دهم؟ فرمود: این دعا را به
همهکس تعلیم مکن که مردم ترک نماز مىکنند و مرتکب گناه مىشوند، به خاطر
آنکه خواننده این دعا آمرزیده مىشود، تعلیم ده اهل بیت را، همسایهها و
اهل مسجد و همشهرىها را هرگاه از تو درخواست نمایند.
× سیدبن طاووس
گوید: به من الهام شد که براى سلامتى و هنگام بلا بخوانم. روز سهشنبه
خداوند دعایم را مستجاب نمود، به مقصودم رسیدم و از شرّ حاسدان مرا حفظ
نمود.
× مىفرمود: پدرم این دعا را مىخواند، نقل شده: آقا سید هاشم حدّاد در قنوت و موقع خوابیدن آن را مىخواند.
اول دعا اینست: اللّهمَّ انّى أسئَلُکَ یا مَنِ احتَجَبَ بِشُعاعِ نُورِهِ
عَن نَواظِرِ خَلقِهِ... «ما در آخر همین کتاب فضائل و متن و ترجمه آن را
ذکر مىکنیم». (ر: ص 95 و 96)
دعاى یستشیر
×
از جمله ادعیهاى که جناب استاد اهتمام به آن داشتند و سفارش به آن کردند
که در صبح و شب خوانده شود، دعاى شریف یستشیر است که پیامبرصلى الله علیه
وآله به امیرالمؤمنینعلیه السلام تعلیم داد و فرمود: براى هر شدت و رخاء
بخوان، و به خلفاء خود هم تعلیم بده و از خودت دور مکن که گنجى است از
گنجهاى عرش.
× مىفرمود: پدرم
خودش این دعا را مىخواند و به خواندش سفارش مىکرد و مىفرمود: پدرم آقا
سید حسن کشمیرى مرا وصیت کرد، این دعا را بخوانم. (ر: ص 97)
دعاى قاموس القدرة
× دعائى
است که مرحوم ملا احمد نراقى در کتاب خزائن نقل کرده است که به دعاى قاموس
معروف است. جناب استاد آن را در بعضى اوقات مىخواندند و مىفرمودند: آثار
زیادى دارد، امّا مرحوم سید هاشم حدّاد نظرش این بود که به خاطر مضامین
قدرتى و سلطنتى قبض و تنگى صدر مىآورد. (ر: ص 97)
دعاى قاموس القدرة اِلهى قَد تَلاطَمَت امواج قامُوسِ قُدرَتِکَ فَظَهَرَت
فِى کلِّ مَقدُور آثار قُدرة عَجیبَة غَریبَة لا تَبلُغُ کَنهُما عُقُول
العُقَلاء وَ اَفهام العُلماء و اَوهامُ الحُکَماء فکُلُّ شَیىء فى
قَبضَةِ قُدرَتِکَ اَسیر وَ اِنَّ ذلکَ عَلَیکَ سَهل یَسیر وَ اَنتَ عَلى
کُلِّ شَیىء قَدیر وَ بِالاِجابَةِ حَقیق جَدیر. یا شَدید یا شَدید یا
شَدیدُ یا ذَاالبَطشِ الشَّدید اَسئَلُکَ مَدَداً مِن قُدرَتِکَ وَ
اَسئَلُکَ مَدَداً مَن قُوَّتِکَ وَ اَسئَلُکَ مَدَداً مِن حِکمَتِکَ و
اَسئَلُکَ مَدَداً مِن سُلطانِکَ لِتَتخیرِ کُلِّ مُتَمَرِّد وَ تَلیینَ
کُلِّ صَعب وَ اذلالِ کُلِّ مَنیع وَ قَهرِ کُلِّ عَدُوّوَ مَحقِ کُلِّ
خَصم وَ اِزهاقِ کُلِّ مُنافِق ذى شِقاق مِنَ الجِنِّ وَ الاِنسِ وَ
الهَوامّ فَلا یَبقى شَیىء مِنَ المُکَوَّناتِ اِلّا وَلَیّنتَ لى
بِیَدَىَّ عَریکَتُهُ وَ کَسَرتَ بِى شِدَّة شَکیمَتهُ وَ فَرط عُتُوِّهِ
وَ تَفَرعُنِهِ بِعِزَّتِکَ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیز، یا مُعِزُّ یا
مُعِزُّ یا مُعِزُّ یا مُذَلُّ یا مُذِلُّ یا مُذِلُّ یا مُقَدِّمِ یا
مُقَدِّمُ یا مُقَدِّمُ یا مُؤَخِّرُ یا مُؤَخِّرُ یا مُؤَخِّرُ بِکَ
اَستَغیثُ فَاَغثِنى بِفَضلِکَ وَ جُودِکَ وَ عَفوِکَ وَ اِحسانِکَ یا
اَرحَمُ الرّاحِمین یا عَزیز یا ذَاالعَرشِ المَجید اِصرِف عَنّى شَرَّ
کُلِّ جَبّار عَنید وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى خَیرِ خَلقِهِ مُحَمَّد وَ
آلِهِ اَجمَعین.
براى این دعا اعتصام و اختتام است و سه نوع ختم یکى در 99 روز و یکى در 9
روز و یکى در سه روز نوشته، به آن کتاب مراجعه شود. (صح: ص 52)
دعاى مشلول
× از
جمله دعاهائى که در آن اسم اعظم است و همّ و غمّ را برطرف مىکند و براى
شفاء مریض مؤثر است، دعاى مشلول مىباشد که حضرت استاد بارها براى مریضها و
درمان دردهاى سخت دستور مىدادند که آن را بخوانند.
اول دعا اینست: اَللّهُمَّ انّى أسئَلُکَ بِاسمِکَ بِسمِاللَّهالرَّحمنِالرَّحیم یا ذَالجَلالِ وَالاِکرام.... (ر: ص 98)
دعاى فتح
×
از جمله دعایى که حضرت استاد براى قضاءِ حوائج و دفع همّ و غمّ و فشار در
زندگى به بعضى در نجف داده بود، این دعاست که آنرا قطب راوندى (م 573 ه
.ق) در قصصالانبیاء، ج 1، ص 365 نقل کرده، از دعاى امام زمانعلیه السلام
این است: «یا مَن تَضایَقَتِ الاُمُوُرُ فَتَحَ لَنا باباً لَم تَذهَب
اِلَیهِ اَلأوهامُ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَافتَح
لِاُمُورىِ المُتَضایَقَةِ باباً لَم یَذهَب اِلَیهِ وَهم یا أَرحَمُ
الرّاحِمین»
ناقلان این دعا شرایط مربوطه به آن، از تعداد و زمان را از ایشان بازگو نکردهاند. (مژ: ص 82)
× 1- بنىاسرائیل
هفت سال در خشکسالى به صحرا مىرفتند، و دعاى باران مىخواندند، و نتیجه
نمىگرفتند. خدا به پیامبرشان وحى فرمود که: تا حقوق به ظلم گرفته را به
صاحبانشان رد نکنند، دعایشان را اجابت نمىکنم.
2- در میان قومىاز
بنىاسرائیل قحطى شدیدى پدید آمد. هرچه دعا مىکردند به اجابت نمىرسید.
خداوند به پیامبرشان وحى فرمود با آنان بگو: چون شکمهایتان از حرام پر
شده، بدنهایتان نجس و دستهایتان به خون بىگناهان آلوده است دعاى شما را
خدا مستجاب نمىکند. (ر: ص 153)
× از ادعیه و اذکار بیشترین استفاده را از چه چیزى بردید؟
ج: همهشان خوب است لکن در ادعیه از دعاى یستشیر در صبح و شام و از اذکار از ذکر «یاحىّ و یاقیّوم» بوده است. (آ: ص 71)
× براى تشرّف و زیارت حضرت بقیةاللَّهعلیه السلام، خواندن کدام دعا بهتر است؟
ج: انسان هر روز
ساعتى با خواندن زیارت آلیاسین که در مفاتیحالجنان آمده است به اضافه 110
مرتبه »المستَغاثُ بکَ یَابنَ الحسن«، به شرط آن که شرایط لازم را هم
داشته باشد، براى تشرف خوب است.(آ: ص 79)
× از دعاها براى نورانیت قلب کدام خوب است؟
ج: دعاى احتجاب که
اوّلش این است: یا مَنِ احتَجَبَ بِشُعاعِ نُورِهِ عَن نَواظِرِ خَلقِه، که
سیدبن طاووس در کتاب مهجالدعوات نقل کرده است. (آ: ص 72)
× کدام دعا براى قرض و دین خوب است خوانده شود؟
ج: این دعا تأثیر
دارد «یا قاضِىَ الدُّیُونِ مِن خَزائِنِکَ المَکنُونِ الَّتى هِىَ بَینَ
الکافِ وَ النُّونِ اقضِ دَینى و دَینَ کُلِّ مَدیون» بعدد خاص.(آ: ص 75)
× دعاى جوشن صغیر در چه مواردى خوانده شود خوب است؟
ج: در مورد دشمن و خصم. (آ: ص 76)
× براى اداى قرض چه دعائى بخوانیم؟
ج: یا من یکفى من کل شى و لا یکفى منه شى اکفنى ما اهمنى (از امام جوادعلیه السلام) این دعا نقل شده است. (صح: ص 192)
دستورالعمل
دستورالعمل کلیدى
×
عربى از حجاز به منزل استاد آمد و پس از کمى که نشست، عرض کرد: «تقاضاى
دستورالعملى کلیدى دارم». همان وقت نیز یکى از دوستان مجتهد هم بود، به
منزل استاد وارد شد.
استاد در جواب آن عرب فرمود: «خدمت»
عرض کرد: «خدمت یعنى چه»؟
فرمود: «دائم در خدمت باشید»
و توضیحى دادند که مضمون آن، ترجمه این قسمت از دعاى کمیل بود:
«و حالى فى خدمتک سرمداً»
یعنى حال ظاهرى و باطنىام را به طور دائمى در کار کردن براى خودت قرار بده.
آن مجتهد گفت:
«نکته جالبى را به او فرمودید». (مژ: ص 23)
دعایى مؤثر
×
اهل علمى دختر خود را به ازدواج پسر سیّدى درآورد و کار به طلاق کشید.
وقتى استاد شنید، فرمود: «اگر او با من مشورت مىکرد، او را از این ازدواج
نهى مىکردم».
پدر دختر که خدمت استاد رسید، بسیار از این ماجرا ناراحت بود و عرض کرد:
«به اندازه وزن بدنم در این ماجرا گریه کردم». استاد به او فرمود: «فلان
دعا را بخوانید، براى ازدواج مؤثر است».
بعد از مدّتى کوتاه دخترش مجدداً ازدواج کرد. (مژ: ص 81 و 82)
هر مریض مىبینید
× عرض شد ما توى
بیمارستان صبح تا شب مشغول بیمار هستیم! چگونه یاد خدا باشیم و با خدا
باشیم. فرمود: شما هر مریض که مىبینید متوجه خدا باشید. علاوه بر آن، روزى
نیم ساعت براى خودتان در شبانهروز ساکت باشید. (مى: ص 76)
× حالا اگر بپرسند هرکسى بخواهد به طرف خداى متعال راه برود، به عنوان یک دستور عمومى براى مردم بفرمائید چهکار کنند؟
ج: هرچه مىتواند روزه بگیرد. عزلت از مردم، کمخوابى، نماز شبش ترک نشود و تهجّد داشته باشد، سجده یونسیه داشته باشد.
× چه تعداد؟
ج: چهارصد مرتبه، کملین 3000 مرتبه، راهى بعد از این راه نیست به خدا.
× عجیب!
ج: بله. (مژ: ص 98 و 97)
× ما که در حوزهها مشغول هستیم اگر بخواهیم این که مرحوم قاضى فرمودند: دروس خیلى مانع نشود، باید چهکار کنیم؟
ج: یک درس و بحث
کافى است. بقیهاش عبادت کنید، بندگى. همین ذکر یونسیه را بگویید شما. براى
شما سیر برزخى مىشود. خدا شاهد است، مداومت کنید «و أدمتم ذکره». متواضع
بشوید. «من تواضعللَّه رفعاللَّه».
× توصیهاى براى عموم طلبههاى حوزه بفرمایید چهکار کنند که به مقصدى که امام زمانعلیه السلام مىخواهد، برسند و نزدیک شوند؟
ج: درسشان را بخوانند، از س... به دور باشند. بندگى کنند. نماز شب را ترک نکنند. تهجّد ترک نشود. (مژ: ص 104)
دنیا
زحمت براى دنیا
× یکى از شاگردان به جناب استاد عرض کرد:
«هروقت براى پول و دنیا زحمت مىکشم، چوبش را مىبینم و درک مىکنم».
ایشان با تواضع و فروتنى فرمود:
«من هم (در گذشته) همینطور بودم».
یعنى در جوانى و گذشتههاى دور اگر کارى بوى دنیایى داشت و انجام مىدادم، آثار وضعى آن را مىدیدم.
× روزى هم به یکى از شاگردان که ذکرى گفت و آثارش را ندید، فرمود: «تو هم خدا را مىخواهى و هم دنیا را».
× روزى هم فرمود: «وقتى انسان از مال دنیا گذشته باشد، دلیل آن است که از نَفس مىتواند بگذرد».(مژ: ص 37)
زحمت برای پول
× سالکى عرض کرد: هروقت براى درآوردن پول و دنیا زحمت مىکشم، چوبش را مىخورم و مىبینم؛ چطور این آثار وضعى برایم مىآید؟!
فرمود: من هم قبلاً همینطور برایم مىشد (تا سالک به توحید نرسد و فقط حق را به شهود نبیند، به زحمت مىافتد).
فرمودند: فلان اهل دانش معروف در نجف مىگفت: دیگران پول مىدهند تا
اقتداء به آنها کنند، آقاى کشمیرى مردم به او پول مىدهند و پشت سر او، در
نماز اقتدا مىکنند. (صح: ص 146)
عدم توجه به دنیا
× به هیچکس وابستگى نداشت، حتى یک ریال. اگر یک ریال پول هم نداشت، یا صد میلیون پیشش بود، فرقى برایشان نداشت.
اگر هیچ پولى نداشت انگار که تمام دنیا مال ایشان است، اصلاً بریده بود.
آقاى حسنزاده آملى و میرزا هاشم آملى قسم مىخوردند که آقاى کشمیرى
اینطور بود که اگر پول پیشش مىگذاشتیم انگار نه انگار. هیچ توجهى به آن
نمىکرد نه به مال، نه به دنیا. (مى: ص 68)
حرف دنیا
×
یکى از تلامذه گوید: من هر وقت کنار ایشان مىنشستم به طور قلبى یاد خدا
مىافتادم. پیش او اگر از دنیا حرف مىزدى مثل این بود که پیش بزرگى، دارى
حرف زشتى مىزنى، انسان خودش خجالت مىکشد. (مى: ص 69)
عدم فرق بین پولها
×
اهل سیاست نبود، اصلاً فرق 200 تومان و 2000 تومان را نمىدانست. مثلاً
عید مىشد، مىخواست عیدى بدهد به بچهها 1000 تومان مىداد و به بزرگها
200 تومان، نمىدانست فرق اینها چیست و برایش مطرح نبود. (مى: ص 46)
× آیه «اُجیبُ دَعوَةَ الدّاعِ» (بقره 186) آیا مربوط به برزخ و قیامت است؟
ج: ظهور آیه اجابت مربوط به دنیاست. (آ: ص 86)
دیرباورى
×
بسیارى از افرادى که خدمت حضرت استاد مىرسیدند، خوابها و مکاشفات و
الهامات و قضایایى از خودشان نقل مىکردند و جنابش گوش مىداد و گاهى
مىفرمود: عجیب است و...
لکن سیره ایشان دیرباورى بود؛ چنانکه افرادى که دنبال ظهور امام زمان و
علائم خروج بودند و مطالبى مىگفتند؛ در خفا مىفرمود: نه چنین است.
بسیار شده بود که تعریف شخصیتى را مىکردند که چنین و چنان است و... ایشان بعداً مىفرمود: خبرى نیست. (صح: ص 168)
دیرباورى درباره ظهور
×
برخلاف کسانى که زودباور بودند، استاد دیرباور بود. آنچه از ظهور حضرت
بقیةاللَّه، مکاشفات، تعاریف شخصیه از قدرتها و... نقل مىشد، آنگاه خصوصى
پرسیده مىشد، مُهر ناباورى مىزد؛ و اگر هم در موضوعى امضا مىنمود،
امضاى فعلیه حالیه شخص بود، نه مقامیه و دائمیه. لذا به کسى فرمود: «همین
حالى که دارید را نگه دارید».
مثلاً در ظهور امام زمانعلیه السلام مىفرمود: «خیلى کار دارد». و نظرشان
همانند عارف باللَّه آقاى قاضى بود. ایشان درس دیرباورى، درس بستن
دکّانهاى پر رونق منتظرین زودباور و سادهلوح که عدّهاى براى داغ کردن
بازار انتظار چه حرفها که نزدند و چه امیدهاى خیالى به مریدان ندادند و چه
ماهىهایى از آب گلآلود براى دنیایشان نگرفتند و... را به ما داد و
مىفرمود: «این نوع مسائل در ایران خیلى زیاد است، امّا در عراق این مسائل
به این شکل نبوده است». (مژ: ص 77)
دیرباورم
×
در مسائل ادعاى رؤیت امام زمانعلیه السلام از گذشتگانى که در کتابها
نوشته شده بود و بعضى زندگان براى استاد نقل مىکردند مىشنید، ولى در
ابراز و نظر نهائى خصوصى مىفرمودند: من در این امور دیرباورم و کم بود که
تأیید مىکردند. (مى: ص 91)
امام زمان در تشییع جنازه
×
در تاریخ 22 رجب 1414 صحبت از سخنان شخصى شد که در وفات عالمى مجتهد در
قم، گفته بود: امام زمان در تشییع جنازه آن عالم تا حرم شرکت داشتند.
از مسجد امام حسن عسگرى تا حرم قریب دو کیلومترى مىباشد استاد فرمودند:
اینها همه حرف است (قطب عالم امکان چند ساعت فقط در تشییع جنازه یک نفر
شرکت کند؟!). (صح: ص 139)
دو ماه دیگر مىمیرى!!
×
مجتهدى سالخورده در تهران که در سِمَت بالایى مشغول به کار بود، به شخصى
که جزو کارگزاران مسجد جمکران بود، علاقمند شده بود و به حرفهایش اعتماد
مىکرد. روزى داماد آن مجتهد که روحانى و صاحب منصب بود، به منزل استاد
آمد. بنده هم حضور داشتم. عرض کرد:
«خانوادهام خیلى ناراحت است و از شما التماس دعا دارد؛ زیرا مردى که در
مسجد جمکران کار مىکند (ظاهراً تهرانى بود) به پدرم گفته دو ماه دیگر
مىمیرد و پدرم نگران است».
استاد هم طبق معمول، نوعاً این حرفها را باور نمىداشت و غیبگویىها را
دکّانهاى حیله مىدانست و توجّهى به این مطالب نمىکرد. با تعجّب و سکوت و
اینکه دعاى خیر مىکند، جواب آرامشى به داماد آن مجتهد داد.
این مطلب را زمانى مىنویسم که 11 سال از وفات استاد مىگذرد و این قضیه
مربوط به چندسال قبل از وفات ایشان بوده! آن مجتهد هنوز زنده است و آن شخص
هم خیلى وقت پیش از کارش برکنار شد!!(مژ: ص 28 و 27)
دیوانه،دیگر نان جو نخور
×
استاد فرمود: «در نجف دیوانهاى بود که پول جمع کرد و برنج و مرغ پخت و
دیگ غذا را برد حرم امیرالمؤمنینعلیه السلام و آن را به طرف ضریح پرت کرد و
گفت: اى على! بگیر برنج و مرغ بخور. دیگر نان جو و نان نمک نخور»!! (مژ: ص
31)
ذبح
× ذبح گوسفند براى دفع گرفتارىها مؤثر است؟
ج: ذبح براى همه چیز خوب است. (آ: ص 103)
ذکر
اذکار و اوراد
× سیره و روش علماى اخلاق و عرفان نسبت به یکدیگر فرق مىکند، و هر کدام طریقى خاصّ در راه رسیدن به حقّ دارند.
سیره استاد نسبت به عموم و تلامذه خاصّ فرق مىکرد. هرکس طلب اوراد و
ادعیه و توسّلاتى مىنمود، عطا مىکردند. امّا نسبت به خواص دستور تفکر و
تعقل مىدادند و نکات ضعف و قوّت و آثار وضعى و اخروى را متذکّر مىشدند.
بعضى که طریق بعضى عرفا را داشتند خیال مىکردند استاد فقط ذکر مىدهند، که
این طور نبود، و همیشه مىفرمودند:
«اذکار و ادعیه با شرایط تأثیر مىگذارد و مراقبه حرف اوّل از شرایط لازم است.»
چنانچه بارها از مرحوم آقاى قاضى نقل نمودند.
× استاد نوع اذکار،
از نظر کمّى و کیفى، لفظى و قلبى، زمانى و مکانى، روحى و جسمى، دنیوى و
اخروى را براى خواص متذکّر مىشدند، و این رشته کار ساده و آسانى نیست؛
بلکه کسى بتواند که خود راه رفته باشد و هم حاذق به طالبان راه باشد. مثلاً
بعضى اوراد براى قوى شدن اراده، و بعضى براى رؤیت ارواح و تعدادى براى
زیاد شدن رزق، و دستهاى براى توحید و فناءِ فىاللَّه، و تعدادى براى
محبّت مىباشد. از نظر استاد مثلاً براى توحید بعضى اذکار فقر ظاهرى
مىآورد و بعضىها نمىتوانند تحمل کنند، لذا متذکّر آثار مىشدند. و حضرت
استاد میان افراد مجذوب و غیر مجذوب فرق مىگذاشتند. چه میل کلّى و جزئى
فاصله بسیار دارد و ثمرات روحى و مزاجى هم تفاوت اندک ندارند.
اگر شنیدید ایشان در نجف در مدّت معیّنى با رعایت تروک مضبوطه روزى هفتاد
هزار «اللَّه اللَّه» مىگفتند و از حال مىرفتند و مىافتادند، باید
دریافت در کنار امام الموحّدین و جذبه توحیدى، این میل و اراده قوّت پیدا
مىکند. شاید کسى بگوید چه فایدهاى دارد؟ معلوم است، کسى که این راه را
نرفته و چشیدنىهاى این طریق را نچشیده است، فرضاً اگر فایدهاش هم برایش
گفته شود، کجا که بتواند آن گوینده را به کار بیندازد؟ (آ: ص 48و47)
× در کتابهاى سیر و
سلوک در باب ذکر آن قدر تقسیمات نوشتهاند که خواننده را دچار حیرت
مىکند. عمده در این باب اینست که یاد حق و محبوب اگر به زبان باشد آن را
ورد مىگویند، به لفظ تنها باشد قالبى، و اگر به معنى لفظ توجه شود، نفسى
مىگویند.
ورد اگر عدد داشته باشد، حصرى و اگر بىعدد باشد اطلاقى گویند. ذکر اگر به لسان نباشد و در قلب و روح توجه کند، آنرا خفى گویند.
عمده در ورد و ذکر توجه به مذکور است. اگر به معناى لفظى ذکر و ورد توجه
شود از درجه پائینترى برخوردار است که بستگى به ذاکر دارد تا چه اندازه
توجه و مراقبه دارد.
در مورد ذکر لفظى اگرچه ذاکر مراتب و کمالات آنرا لحاظ نکند، حداقل یک عضو یعنى زبان مشغول مىشود و از گناه مصون مىماند.
× حضرت استاد مىفرمود: تأثیر اذکار به کمالش که جمیع شرایط را دارا باشد است که متأسفانه خیلىها به این نکته دقیق توجه ندارند!!
و همچنین اجازه صاحبنَفَس را دخیل مىدانستند و آنرا همانند اجازه طبیب
به مریضها، در کمیّت و کیفیت لازم و ضرورى مىدانستند، چه آنکه قابل و
ناقابل با هم فرق مىکنند و مزاج و اعصاب هم متفاوت مىباشد و رعایت حال
طالب ذکر، اولى و بسیار مهم است.
× اما سیره ایشان
در دادن اوراد و اذکار این بود که شخص را محروم نمىکردند، لکن بعضىها را
لایق نمىدیدند و عدد کثیرى به آنها مىداد که طرف نمىتوانست به جا
بیاورد که حقیر بارها این سیره ایشان را در عدم نتیجه مشاهده کردم و به
بعضى اعداد را متذکر مىشد امّا طالب شرایط را نمىتوانست جمع کند و
مىفرمود: شما هم خدا را مىخواهید و هم خرما را، و اخلاص را شرط کمال
مىدانستند.
و بارها مىفرمودند: اهل ذکر از هر طایفه که باشند، نباید آنها را اذیّت و آزار کرد که اثر سوء دارد.
× نکته دیگر آنکه،
اکثریت اذکارى را که به قابلان و طالبان مىدادند، خودشان به آن در گذشته
عامل بودند و ملبّس به لباس ذاکریت بودند و به عبارت دیگر، ریاضت آن ذکر را
کشیده بودند.
× از نکات دیگر که
متذکّر مىشدند، مداومت بر اذکار بود اگر چه کم باشد تا یک حول و سنه،
چنانکه در زیارت شعبانیه آمده است «اَسئَلُکَ أن تَجعَلَنى مِمَّن یُدیمُ
ذِکرَکَ» خدایا از تو مىخواهم مرا از آنان قرار دهى که دائم به یاد تو
هستند.
در کتاب اصول کافى از امام صادقعلیه السلام تأثیر ذکر را بعد از یک سال متذکر شده است.
× مرحوم استاد
مجذوب بودن و عشق به یاد محبوب را چیزى بسیار مهم مىدانستند که اگر آمد
انسان از خیلى مسائل که متذکر آنها مىشود دست مىکشد، چنانکه در زیارت
شعبانیه آمده است: «الهى و الهِمنى وَلهاً بِذِکرِکَ اِلى ذِکِرک» خدایا
مرا واله یاد خود براى خودت گردان.
اذکارى که تعدادش بسیار بود را مىفرمودند: در زمانى شروع شود که قمر زائدالنّور باشد مانند شبهاى نیمه ماه.
× براى کسانى که
ابتداى کارشان در سلوک است مىفرمودند: شروع از اذان صبح به بعد (یعنى
بینالطلوعین) بهتر است. ذکر هر وقت گفته شود خوب است لکن مىفرمودند:
شرایط از زمان، مکان، اخلاص، مراقبه و مانند اینها جمع باشد در کمال آن
مؤثر است، بارها و بارها مىفرمودند: با مراقبه اثر اذکار، زودتر ظاهر
مىشود.
× وقتى از جنابش
سؤال شد که ذکر بلا و مریضى هم مىآورد؟ مىفرمود: یاد خدا و ادعیه، شفابخش
است مگر تسخیرات و امثال آن که نکبت آور است، و یا اذکارى که از نظر کمّى و
کیفى سنگین باشد و عوارضى براى خواننده آن داشته باشد، مانند کسى که
مىخواهد ارادهاش قوى شود ذکرى مىخواند که بسیار مىخواهد دنیایش خوب شود
که با هم سازگارى ندارد و عوارض دارد. حقیر نمونهاى از این باب هم که از
جنابش به یادگار مانده دارم (افاض اللَّه علینا من منهجه و جعلنا من
المؤذین لحقوقه).
× معمولاً به سه ذکر نسبت به سائلان اهتمام تام داشتند:
«یا حىُّ یا قیّوم»، «بسماللَّهالرّحمنالرّحیم» که این دو را اسم اعظم مىدانستند و «ذکر یونسیه».
مىفرمودند:«یا مُفَتَّحَ الاَبواب یا مُقَلِّبَ القلُوبِ وَ الابصار یا
دَلیلَ المتحیِّرین یا غیاثَ المُستَغیثین تَوَکَّلتُ عَلَیکَ یا رَبِّ
وَاقضِ حاجَتى وَاکفِ مُهِمّى وَ لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ الّا بِااللَّهِ
العَلىِّ العَظیم و صلَّى اللَّهُ على مُحَمَّد وَ آلِهِ اجمَعین» صد مرتبه
براى قضاء حوائج.
ذکر «یاحىُّ یاقیّوم» روزى 40000 بار براى نورانیت قلب و درک مطالب و کشف ضمایر و رزق.
و روزى 12000 مرتبه به اضافه «یا مَن لا اِلهَ اِلّا انتَ» به عدد خاص.
«یاحىُّ یاقیّوم887 مرتبه به اضافه «یا مَن لا الهَ الّا انتَ» براى نورانیت قلب.
ذکر «یاحىُّ یاقیّوم بِرَحمَتِکَ اَستَغیثُ» به عدد خاص براى روحانیت و معنویت.
ذکر «فرد حىّ قیّوم حَکَم قُدُّوس سَیَجعَلُ اللَّه بَعدَ عُسر یُسراً» به
عدد خاص صبحها براى دم عیسوى، شفاى مریض و آسان شدن امور و رزق.
1000 مرتبه «اللّهمَّ العَن معاوِیَة بنِ اَبى سُفیان» براى قضاء حوائج.
صلوات در مدّت سه ماه براى قضاء حوائج به عدد خاص فرمودند: دوبار خودم انجام دادم.
1400 صلوات نذر موسىبن جعفرعلیه السلام براى حوائج.
«اَستَغفِراللَّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلّا هُوَ الحَىُّ القَیُّومُ
ذُوالجَلالِ وَ الاِکرام وَ اَتوبُ اِلَیه» سه مرتبه بعد از هر نماز براى
نورانیت دل.
«اللَّهُ الصَّمَد» براى قوى شدن اراده به عدد کثیر، اما «اللَّهُ لا
اِلهَ اِلّا هُوَ الحَىُّ القیُّوم» روزى 1001 مرتبه، بعد از نماز صبح براى
نورانیت قلب به روش خاص.
«هُوَ اللَّهُ الَّذى لا الهَ الّا هُوَ الحىُّ القَیُّومُ القَدیرُ
المُرید السَّمیعُ البَصیر» به عدد خاص براى خوب شدن مریض و دم عیسوى.
روزى 100000 مرتبه «اللَّهاللَّه» در مدت هفتاد روز با شرایط، براى صفاى باطن و لقاء اللَّه و مکاشفات.
«لا حَولَ و لا قُوَّةَ الّا بِاللَّه» روزى صد مرتبه براى دور نمودن هفتاد نوع بلا که آسانترین آن غم و اندوه است.
اواخر عمر استاد که در سکوت مطلق بودند و تفکر مىکردند، یک مرتبه
«لاالهالّااللَّه» مىگفتند، و بسیار هم به این سیره پایبند بودند.
ذکر «لاالهالّااللَّه» روزى 12000 مرتبه و عدد کبیر 70000 بار براى کشف و
قضاء حوائج، لکن چون نفى هر نوع غیر حق در آن است عوارض هم دارد مانند
فقر.
گفتن «لاالهالّااللّه» براى نفى خواطر خوب است.
عدد «استغفار» براى سالکین ابتداء راه روزى 1001 مرتبه است و عدد 30000 براى آمرزش گناهان و براى اداى قرض نافع است.
70 مرتبه «استغفار» بعد از نماز عصر براى روشنایى دل، چنانکه امام صادقعلیه السلام فرمود: هفتصد گناه را خدا بیامرزد.
100 مرتبه«استغفار» هنگام خوابیدن، براى آمرزش گناهان.
مرحوم سید على آقا قاضىقدس سره به این دو استغفار سفارش مىکردند.
ذکر «یالطیف» شب جمعه به عدد خاص براى تنویر قلب و دیدن انوار الهى مؤثر است.
نوشتن هفت سلام قرآنى:«سلام على نُوح فِى العالَمین»، «سلام عَلى ابراهیم» و... با زعفران براى شفاء مریض.
براى رؤیت ملک و فرشته: «یا طاطائیل یا دَریائیل...» به عدد خاص و زمان خاص با شرایط با اجازه استاد.
«یاکریم الوَهّاب ذُوالطَول» به عدد خاص براى رزق.
«یا وَدُود» براى حبّ به عدد خاص.
«یا حافِظاً لا یَنسى...» براى حفظ متاع و اطعمه.
«سُبحانَاللَّه وَ الحَمدُلِلّهِ و لاالهَالَّااللَّه وَ اللَّهاکبر» تسبیحات اربعه بعد از هر نماز، 30 مرتبه، براى نورانیت قلب.
«یا قاضى الدُّیُونِ مُن خَزائِنِکَ المَکنُونِ الَّتى هِىَ بَینَ الکافِ و
النّون اقضِ دَینى وَ دَینَ کُلِّ مَدیُون» براى اداى قرض و دین.
«هُوَ الحَىّ» صبحها براى حیات بدن، روح و دفع سکته.
«یا مُنعِم» به عدد 12000 براى رزق.
× نمونهاى از
اذکار آن استاد زندهیاد را به عنوان تبرک نقل کردیم (نه به عنوان دستور)
چه آنکه قابلیتها فرق مىکند و امراض هم متفاوت است و دواها گوناگون است و
هم استاد حاذق صاحب نَفَس در اجازه شرط است و حقیر هم لاشىء هستم. زمان و
مکان و نیّت و استعداد افراد فرق مىکند، آثار هم بالنّسبه متفاوت است،
مثلاً ذکر «لا هُوَ الّا...» براى محبّت الهى است، از سید على آقا قاضىقدس
سره به ما رسیده و اجازه در عدد حتماً شرط است. لذا آنچه متذکر شدیم
دستورالعمل نبوده، فقط تیمناً آن را ذکر نمودیم.
حقیر گوید: چون بخل در افاضه، مطالب استاد به دیگران را ندارم، اذکار را
درج کردم. لکن خواهش دارم به جز بعضى از اذکار مانند استغفار و صلوات و
امثال اینها، حتماً در بقیه از استاد حاذق اجازه گرفته شود.
× مرحوم سید على
آقا قاضى، در دستورالعملى به مرحوم سید محمّدحسن الهى طباطبائى، برادر
علامه طباطبائى چنین مىنویسد: از دادن اوراد به غیر، مضایقه نیست الّا
اینکه محل را ملاحظه نمایید، تا طالب صادق ندیدید، ندهید، اِذاعه اسرار
حرام است. (ر: ص 84 الى 91)
× بعضى ذاکرین که شبها ذکر مىگویند خواب روضه امامان و بکاء بر آنان را مىبینند، دلیل بر چیست؟
ج: دلیل اتصال و نزدیکى به آنان است. (آ: ص 73 و 74)
× بعضى اوراد و اذکار مختلف مىگویند و به هدف نمىرسند، علتى دارد؟
ج: اوراد مختلف به خاطر موضوعات و اهداف مختلف گاهى دفع مىشوند (همانند داروهاى گوناگون براى امراض متعدد). (آ: ص 74)
× دفتر اذکارى از بزرگان این طریق بعد از وفات به دست بعضى مىافتد آیا طرف اهل نباشد مىتواند استفاده ببرد؟
ج: بلاشک خیر! (آ: ص 73)
× در دادن اذکار نسبت به افراد، در اعداد، متفاوت اجازه مىدهید، سبب چیست؟
ج: صاحب الذکر اجازه دارد هر عددى که مناسب دانست به طالب و قابل به همان اندازه بگوید. (آ: ص 74)
× ذکر «اللَّه» بالاتر است یا ذکر «هو»؟
ج: ذکر «هو» اشاره
به ذات و هویّت مطلقه است، امّا ذکر «اللَّه»، اسم ذاتى است که جامع صفات
کمالیه و جمالیه مىباشد، لذا بالاتر است. (آ: ص 74)
× گویند: ابوسعید
ابوالخیر براى سالکین به تناسب افراد ذکر اسماءاللَّه مىداد مثلاً براى
رزق، یا رزاق و... به چه عددى حساب مىکرده که آن اسم را مىداده؟
ج: به عدد اسماء الهى و اسم خود و مادر، یا به عدد (ابجد کبیر) اسم خود و مادر، جمع زده شود و گفته شود.
× چرا به نام خود و مادر، نه پدر جمع زده شود؟
ج: چون مادر به انسان نزدیکتر و زحمتش بیشتر بوده است. (آ: ص 76)
× عدهاى در کتابها نوشتهاند از احوالات بعضى عرفا که ذکر از حضرت خضر گرفتهاند. آیا صحّت دارد؟
ج: آرى. (آ: ص 76)
× براى نفى خواطر چه ذکرى خوب است؟
ج: ذکر «لااِلهالّااللَّه». (آ: ص 76)
× براى عصبانیت چه ذکرى خوب است؟
ج: لا اله الا الله. (صح: ص 192)
× عدد استغفار براى مبتدئین راه عرفان چه عدد است؟
ج: هزار و یک مرتبه. (آ: ص 71)
× براى عافیت چه ذکرى خوب است؟
ج: «لا حَولَ وَ لا
قُوَّةَ الّا باللَّه» روزى صد مرتبه، چنانکه در روایت آمده هفتاد نوع بلا
از انسان دور مىشود که آسانترین آن غم و اندوه است. (آ: ص 75)
× براى تنویر قلب ذکر تسبیحات اربعه چه عددى خوب است؟
ج: سى مرتبه بعد از هر نماز. (آ: ص 75)
× شما از یکى از اساتید خود تقاضاى دستورى کردید که محتاج خلق نشوید، آن چه بود؟
ج: آیه «اَلَیسَ اللَّهُ بکافّ عَبدَهُ» (زمر 36) را با عدد معین به شرط ملازمت به من دادند. (آ: ص 87)
× گاهى دنیا در نظر انسان تکرارى و بىمعنا جلوه مىکند، و شخص مىگوید: در اینجا چه فایدهاى براى ماندن است؟
ج: شما در این وقت یک لاالهالّااللَّه بگویید بهتر از دنیا و مافیها مىباشد. (آ: ص 104)
× آیا از سید على آقا قاضى درباره کیمیا سؤال کردید؟
ج: از ایشان
خواستم، فرمود: فردا نزدم بیا، فردا رفتم فرمود: بسیار بگو «اللّهُمَّ
اَغنِنى بِحَلالِکَ عَن حَرامِکَ وَ بِفَضلِکَ عَمَّن سِواکَ». (آ: ص 103)
× ذکر و فکر با دستور استاد حاذق، سریعتر و بهتر پیش مىرود. (آ: ص 53)
آثار و ابعاد ذکر
× زمانى مرحوم استاد به یکى از تلامذه دستور ذکرى را دادند. بعد از اتمام آن، خدمت استاد عرض کرد: نتیجهاى نگرفتم!
فرمودند: شما هم خدا را مىخواهید و هم خرما را!!
نظر مبارکشان این بود که گاهى یک اسم یا دعا چند خاصیت و آثار دارد، بستگى
به نیت ذاکر هم دارد... مثلاً ذکر «یا وَدُود» مىفرمودند: هم براى دوستى
خدا خوانده مىشود و هم براى محبوب شدن خلق. بستگى به نیت خواننده دارد و
آثار هم تابع ذاکر است مگر اینکه به حکمت حکیم استجابت آن صلاح نباشد. (صح:
ص 174 و 175)
ذکر با طرب
× مؤلف کتاب در محضر
لاهوتیان مىنویسد: عالم ربانى و عارف صمدانى مرحوم آیتاللَّه، آقا سید
عبدالکریم کشمیرى به شهادت بسیارى از بزرگان حوزه، استاد یگانه زمان خود در
امر ذکر بودند، در این زمینه اطلاعات وسیعى داشتند و عمر شریف خود را با
اذکار و اسماء الهى به پایان برده بودند.
روزى که افتخار زیارت آن ولى خدا نصیبم شد، ذکرى را به من تعلیم کردند و
فرمودند: اگر یک اربعین توفیق گفتن آن را پیدا کنید فتوحات معنوى بسیارى
براى شما به همراه خواهد داشت، و اضافه کردند؛ اگر از نیمه شب به بعد این
امر اختصاص دهید بهتر است و من تصمیم گرفتم از فرداى آن روز دستور ایشان را
اجرا کنم.
عدد ذکر بسیار زیاد بود و شبهاى اول حدود چهار ساعت و نیم به طول
مىکشید، ولى به تدریج این زمان کوتاهتر شد و به سه ساعت و نیم رسید.
به خاطر دارم که در شب سوم که سرگرم ذکر گفتن بودم، ناخودآگاه و براى
لحظاتى پلکهایم سنگینى کرد و به خواب رفتم و دیدم، که آیتاللَّه کشمیرى
در آستانه در اتاق ایستادهاند و به من نهیب مىزند که فلانى ذکر را با طرب
باید گفت نه با کسالت برخیزید و پس از تجدید وضو ذکر را از نو شروع کنید.
برخاستم و پس از تجدید وضو از نو به گفتن ذکر پرداختم. فرداى آن روز به
خدمت ایشان شرفیاب شدم تا ببینم در اینباره صحبتى مىکنند یا نه!
دقایقى گذشت و طلبه جوانى آمد و از شرایط ذکر پرسید، ایشان ضمن بیان شرایط گفتن ذکر، فرمودند:
ذکر را با طرب باید گفت نه با کسالت؟ اگر در حین گفتن ذکر احساس کسالت
کردید و چشم شما روى هم رفت باید تجدید وضو کنید و از نو به گفتن ذکر
بپردازید، اینطور نیست؟ آقاى مجاهدى؟ (صح: ص 195 و 196)
ذکر به اندازه
× سیره استاد بر این بود که هرچه استاد طریق گفت به همان اندازه باید ذکر گفت. از پیش خود و با خواندن از کتابى، نباید اذکار را گفت.
ظرف و مظروف چون تطابق نداشته باشند عوارض پیدا مىکند. مىفرمودند: فلان
اهل دانش در نجف اشرف عدد ذکر محبت را بیشتر گفته بود و ستون (مسجد یا
تکیهاى را) مىبوسید. فلان عوام ذکرى در اینباره مىخواند و دیدند الاغى
را مىبوسید.
فرمودند نباید از دستور استاد بیشتر گفت و تجاوز کرد (که افراد ناقابل و بىظرفیت براى آنان مشکل ایجاد مىشود).(صح: ص 170)
آنقدر بگوید تا نفس قطع شود
×
از اثر ذکر توحیدى، که در نَفس مىتواند نقش ببندد تکرار به یک نَفَس است.
در دعاى ابوحمزه ثمالى که در سحرهاى ماه رمضان خوانده مىشود و از امام
سجادعلیه السلام نقل شده است سطر چهارم آمده است «ولم یرضک خرج عن قدرتک
یارب یارب...» آنقدر بگوید تا نَفَس قطع شود.
× مرحوم استاد
مىفرمود: ذکر توحیدیه «لاالهالااللَّه» یک نوع گفتنش اینست: لااله
الااللَّه اللَّه اللَّه اللَّه اللَّه آنقدر بگوید اللَّه تا نَفَس قطع
شود تا انسان مستغرق اللَّه شود. (صح: ص 172 و 173)
مسجد سهله و ذکر جلىّ
×
استاد فرمودند: «من هر هفته شبهاى چهارشنبه به مسجد سهله مىرفتم. یک شب
رفتم بعد از فراغت اعمال نشستم گوشهاى از صحن مسجد در فاصله نزدیکترى. جمع
دیگرى هم نشسته بودند و ذکر (جلى) با هم گرفته بودند و بلند بلند ذکر
مىگفتند. بعضى از رفقا که مثل خودمان فکر مىکردند، گفتند: آقا اینها
مزاحم اهل مسجد شدهاند، به حرف ما گوش نمىدهند، اما شما مرد محترمى
هستید، سید هستید و به عنوان عالم همه شما را مىشناسند، آنها احترام شما
را دارند، لطفاً تذکرى بدهید.
من رفتم جلو و به آنها گفتم: این چه کاریست که مىکنید، ذکر مىخواهید بگویید، آرام بگویید.
یکى از آن جوانها گفت: آقاى کشمیرى مزاحم ما نشو، ما توى حال خوشى هستیم،
ما به یاد خدا و یاد امام زمانعلیه السلام هستیم. داریم ذکر مىگوییم،
طریقت ما اجازه داده ذکر جلى بگوییم، طریقت شما اجازه نداده، نگویید.
من قبول نکردم، دعوا کردم و آنها هم جمع کردند و رفتند. به همین علامت که
مدتى طولانى دیگر نشد که مسجد سهله بروم، هرکارى مىخواستم بکنم نمىشد.
علتش را هم نمىدانستم.
بعد از مدتى در بغداد همان جوانى را که آن شب جواب داده بود، دیدم، باز
شروع کردم با او بحث کردن باز دوباره به من گفت: آقاى کشمیرى زیاد سر به سر
ما نگذار، دیدى آنروز مزاحم ما شدى، نتوانستى این مدت مسجد سهله بروى.
گفتم: حال متوجه شدم، مرا حلال کنید. آن جوان گفت: حلال کردیم ولى بدان آن
شب هرچه مىگفتیم براى خدا گفتیم، اگر ریا هم بود «اللَّهاللَّه»
مىگفتیم، ولى دیگران پول پول مىگویند. (مى: ص 124 و 125)
تبدیل ذکر
× یکى از شاگردان استاد گفت: «استاد ذکرى به عدد 12000 به من داد و یکى از خواص آن قوى شدن اراده بود.
روز اوّل 6000 مرتبه را صبح گفتم و بعد براى کارهاى روزمره حرکت کردم.
ولکن هرجا که مىرفتم درها بسته مىشد و جوابم را با کلمات: «نه»،
«نداریم»، «جاى دیگر برو»، «آدرس را نمىدانم» مىدادند. تعجب کردم که
چهطور امروز بابها مغلق و راهها مسدود مىشود»!
بعدازظهر خدمت استاد رسیدم و جریان صبح تا ظهر را نقل کردم. ایشان فرمود:
«چون برخى اذکار آثار قدرتى دارد، بعضى افراد که به آن مشغول مىشوند، کفش
پایشان پاره مىشود». سپس فرمود:«این ذکر را ادامه ندهید». و ذکر جدیدى به
من داد.
× توضیح آنکه لازمه
مظهریت بعضى اسماءِ شدن، تخلیه دارایى و مغلق شدن راههاست تا موحّد
بتواند کاملاً در آن اسم مستغرق و آثار اصلیش را ادراک کند؛ ولکن آثار فرعى
و جزئى، توان آن ندارند تا در اسرع و ابتداى امر خود را نشان دهند. (مژ: ص
62 و 63)
اوقات زمانى اذکار
× استاد مىفرمود: «بعضى اذکار با تعیین ساعت زمانى، لسانى یا قلبى بىعدد گفته مىشود». مانند:
1. «یااللَّه»، «یارب» یک ساعت زمانى... .
2. «لاالهالااللَّه»، «اللَّهاللَّه»... تا قطع شود.
3. «هو الحى» 20 دقیقه الىنفس 30 دقیقه... .
4. براى نفى خواطر «لاالهالااللَّه» بىعدد... .
5. ذکر «اللَّه» یک ساعت زمانى قلبى گفته شود.
6. مداومت بر سوره قدر بىعدد... .
7. مداومت بر سوره توحید بىعدد... .
8. در شب، ذکر یونسیه هرچه بیشتر بهتر... .
9. براى نزدیک شدن به امام زمانعلیه السلام روزى یک ساعت با حضرت خلوت کردن و توجّه به حضرت داشتن. (مژ: ص 72)
زمان ذکر
×
ایشان بعضى اذکار را در طول روز به طور عموم دستور مىفرمودند، گاهى زمان
سحر، بینالطلوعین و نیمه شب و گاهى افتتاح و اختتام را مثلاً شروع روز
چهارشنبه و اختتام را روز جمعه هفته آینده مىفرمودند. )مى: ص 96)
× ذکر ابتداء از نیمه شب شروع شود یا وقت دیگر؟
ج: از بعد از اذان صبح شروع شود. (ر: ص 138)
مکان ذکر
×
بعضى اوراد را مشروط به مکان واحد مىدانستند و مسافرت در آن اربعین را روا
نمىدانستند و جایگاه، رو به قبله بودن و نوع نشستن را متذکّر مىشدند.
لذا در کتابهاى قدما، خط کشیدن دور جایگاه ذکر، و داشتن اطاق خاص (چله
خانه) را مىبینید مسطور است. (مى: ص 97)
عدد ذکر
×
اعداد ذکر ایشان از یک تا صد هزار بوده است، اما بعضى عرفا، چون تخصصى در
اعداد نداشتند شاگردان را بى عدد ذکر مىدادند. ولى نمىدانستند که در
اذکار بى عدد سالک دچار حیلهها و نقشههاى نفس مىگردد. (مى: ص 96 و 97)
لباس ذاکر
×
چون کارهاى نورى و لطیف از هر جهت با نورانیان و ملکوتیان باید سنخیّت
داشته باشد، لذا ایشان در بعضى اوراد لباس و عطرآگین کردن محل ذکر را جزء
شرایط مىدانستند. (مى: ص 96)
من متحیّرم
×
یکى از دوستان که بارها خدمت استاد را درک کرده بود، تعریف مىکرد که منزل
مرحوم جعفر آقا مجتهدى بودم. ایشان درباره آیةاللَّه کشمیرى فرمود: «ایشان
با این ذکرهایى که گفته، من متحیّرم چهطور روى زمین راه مىرود». (مژ: ص
28)
در هر حال ذکر
×
آقاى کشمیرى ویژگى عجیبى در ذکر داشت. در هر حال ذکر مىگفت و خیلى حال
عجیبى داشت. کسى را هم راه نمىداد. اگر هم کسى بود، ایشان آنقدر مشغول
ذکر بود که فرصتى را که با کسى صحبت کند نداشت و این اواخر مخصوصاً بیشتر
در حال ذکر درونى بود. (مى: ص 76)
ذکر قلبى
×
سؤال کردم در جوانى به عددهاى زیاد و ساعتهاى زیاد ذکر مىگفتید، اما الان
نمىبینم! فرمود: الان بیشتر مشغول هستم، امّا اذکارى که مىگویم حروف
شفایى ندارد، قلبى به ذکر مشغول هستم. (مى: ص 61 و 62)
× آیا اذکار قلبى از لفظى بهتر است؟
ج: ذکر قلبى مراقبه آن از ذکر لفظى بیشتر است لذا اثرش هم بیشتر است. (ر: ص 136)
× اذکار قلبى آیا عدد دارند؟
ج: بعضى از آنها عدد دارند، لکن بیشتر با ساعات زمانى گفته شود بهتر است.
براى نمونه یکى را بفرمایید تا استفاده ببریم؟
ج: مانند ذکر «هو الحىّ» که براى تقویت روح و قلب خوب است و نیم ساعت زمانى در جاى خلوت با توجه گفته شود. (آ: ص 72)
× اذکار قلبى گفته شود به عدد بهتر است یا به زمان؟ (آ: ص 74)
ج: مرحوم شیخ مرتضى
طالقانى ذکر قلبى را نیم ساعت زمانى مىفرمودند؛ اگر یک ساعت زمانى شود
بهتر است مانند ذکر «اللَّه» که بىعدد قلباً گفته شود نافع است. (آ: ص 75)
× شما دستور ذکر «حىّ و قیّوم» مىدهید. آیا قلبى گفته شود اثرش بیشتر نیست؟
ج: چرا، در ذکر قلبى توجه و مراقبه آن بیشتر از لفظى و اثرش هم بهتر است. (آ: ص 76)
شروع با ذکر
× کار اصلى را با ذکر شروع مىکردند و عقیده داشتند بیشتر نتیجه مىدهد. (مى: ص 62)
زبان به ذکر گفتن
× ما نمىدانیم او چه مىگفت، فقط مىدانیم بیست و چهار ساعت در حال ذکر بود، حتّى در حال راه رفتن.
زبانشان از صبح تا شب به ذکر الهى مترنّم بود. فاصله خانه ما تا صحن حضرت
امیرعلیه السلام خیلى زیاد بود او این مسیر را هر روز در نجف چهار بار
پیاده رفت و آمد مىکرد و در طول راه زبانش از ذکر نمىایستاد. (مى: ص 31)
دائمالذّکر
×
او دائمالذّکر بود، در تمام احوال در حال ذکر گفتن بود، حتّى در مسیر رفت
و آمد. شبها کم مىخوابید و بسیار به وادىالسلام مىرفت و تا نیمه شب در
آنجا مىماند و اعمال و عبادت خاصش را در آنجا انجام مىداد و اهل دنیا
نبود. (مى: ص 31)
عمل به لوازم آیه
× حضرت استاد فرمود:
«روزى به حاج مستور آقا شیرازى گفتم: دستور ذکرى دهید که محتاج نشوم.
ایشان آیه «ألیسَ اللَّه بکاف عبده»: آیا خدا بندگان را کفایت نمىکند
(کافى نیست)؟ را به عدد خاص به من دادند، ولى شرط کردند که به لوازم این
آیه عمل شود.
شرط اوّلِ ملازمت و عمل به آیه، یقین به این است که خداوند امور بندگان را
کفایت مىنماید و شرط دوم آن که در توکّل، از دست زدن به اسباب و متوسّل
شدن به علل خوددارى کند.». (مژ: ص 85)
جواب
×
بسیارى سؤال کردند که چرا اکثر اعداد اذکار را با شرایطش ننوشتید و با عدد
کثیر، زمان خاص و مکان معین و امثال اینها رد شدید و مطلب را ناتمام
گذاشتید؟ در جواب عرض کردیم:
اوّلاً: مرحوم استاد در حیاتشان اجازه به این صورت عمومى ندادند.
ثانیاً: ما به عنوان تبرّک و یادگارى از ایشان نقل کردیم.
ثالثاً: عمل کردن به بعضى چیزها براى بعضى اشخاص صلاح نیست و براى مؤلف هم عوارض جانبى دارد.
رابعاً: همیشه گفتهایم که هر طالبى با نسخه طبیب حاذق و متخصص باید دوا استعمال کند، نه از روى هر نوشتارى!! (ر: ص 154)
علت نتیجه نگرفتن از ذکر
×
دوستى از اهل سلوک گفته بود: چرا بعضى از اذکار که در کتابها ذکر مىشود،
بعضىها عمل مىکنند و نتیجه نمىگیرند و بعد هم ناراحت مىشوند؟
گفته شد: اذکار و اوراد بمنزله دوا هستند که طبیب حاذق به بیماران روحى و
حاجتمندان به تناسب مىدهد، و به خاطر همین نکته اجازه استاد عامل، لازم
است.
برنیامدن حاجت دلیل غلط بودن در نوشتار کتابى نیست، بلکه مشکل از
حاجتمندان است که با دهها معایب نفسانى و عدم درک حکمت الهى، و با عجله
مىخواهند جواب بگیرند و به قول استاد پرونده قبلى آنها که خراب است، را
مطالعه نمىکنند، بعد ناراحت مىشوند که چرا خواندیم و نشد!! (ر: ص 153)
کتاب ذکر بازارى
×
بعضى کتاب فروشىها از بنده تقاضاى نوشتن کتاب ذکر براى عموم را داشتند که
بسیار فروش مىرود!! بنده در جواب آنها کلام استاد را نقل کردم که
مىفرمود: «این نوع مطالب را بازارى نکنید».
این کلمه بازارى را مرحوم آقاى قاضى استعمال مىکرد و مىفرمود: »نماز را بازارى نکنید». (مژ: ص 79)
با اهل ذکر درگیر نشوید
× در سال 1367 فرمودند: با اهل ذکر که یاد خدا مىکنند حتى از مذاهب دیگر ور نروید و درگیر نشوید که اثر وضعى دارد.
فرمود: من (در جوانى) به مسجد سهله رفتم، دیدم مرادى با مریدانش ذکر
مىگویند با حالتى مخصوص که به ظاهر زیبنده نبود. با بزرگ آنان برخورد کردم
و گفتم: زیبنده نیست به این حالت (گردشى و دورى) ذکر مىگویید.
این واقعه سبب شد که مدتهاى بسیار زیاد موفق به رفتن مسجد سهله نشدم؛ تا
اینکه بزرگ آنان و من آشتى کردیم. چهار روز پس از این قضیه موفق به رفتن
مسجد سهله شدم. (صح: ص 170)
خداجویان محترمند
× استاد فرمودند: هیچ وقت مزاحم اهل ذکر نشوید ولو در دین و مذهب و طریقت دیگر باشند، چون خداجویان همگى محترمند. (مى: ص 125)
ذکر یونسیه
×
ذکر یونسیه مراد آیه 87 سوره انبیاء است: «لا الهَ الّا انتَ سُبحانَکَ
انّى کُنتُ مِنَ الظّالِمین» سلسله عرفاى قرن اخیر، از آیتاللَّه سید على
شوشترى، ملا حسینقلى همدانى، سید احمد کربلائى و سید على آقا قاضى تا جناب
استاد، همگى اتفاق و تأکید بر این استغفار کامل آنهم در سجده داشتند.
اعداد آن 7000 3000 1001 700 400 بار مىباشد که بستگى به دستور استاد
و قابلیت طالب دارد. اما عدد 400 براى همه، آن هم شبها بعد از نماز عشاء
تا هر وقت شب در سجده، نافع است. چون این ذکر به یک معنى استغفار است و هیچ
عوارضى در آن نیست.
جنابش در آثار این ذکر مىفرمودند:
1- براى دیدن حالات برزخى مؤثر است، و در نجف برایم کراراً اتفاق مىافتاد.
2- براى تقویت نفس و قلب و مکاشفات بسیار خوب است.
3- چیزى بهتر از ذکر یونسیه براى پیشرفت راه ندارم.
4- براى رفع حجب و نوانیت مؤثر است.
5- استجابت دعا و نجات مؤمنین، از طرف خدا شامل گوینده آن مىشود.
6- تجرد، با مداومت
این ذکر حاصل مىشود، چنانکه براى مرحوم سید هاشم حداد سه روز حالت تجرد
برزخى اتفاق افتاد، که البته مکاشفه این طول زمانى را ندارد.
× آخوند ملا
حسینقلى همدانى فرموده بود: هر قدر در هر وقت بتوانید این ذکر را بگوئید، و
مرحوم شیخ محمد بهارى در تذکرةالمتقین فرموده بود: «سالک در اواسط کارش
این ذکر را بگوید.»
× حضرت استاد از
قول مرحوم سید هاشم حداد نقل کرد که ذکر یونسیه براى معرفت نفس و معرفت ربّ
مؤثر است، و خودش به ذکر یونسیه مشغول بود.
وقتى سؤال کردم: در ایام فراغت، همانند راه رفتن و نشستن، چه ذکرى براى نورانیت قلب و رفع حجب خوب است؟ فرمود: «ذکر یونسیه».
مىفرمود: «عدد 3000 به بعد براى کمّلین (سالکینى که از مراحلى و منازلى عبور کردهاند) مىباشد.»
جناب استاد مدت زیادى این ذکر را در نجف 3000 مرتبه در سجده مىگفتند. (ر: ص 93 و 92 و 91)
× چه تعداد؟
ج: چهارصد مرتبه، کُمّلین 3000 مرتبه، راهى بعد از این راه نیست به خدا.
عجیب!
ج: بله. (مژ: ص 98)
× درباره سیّد عبدالغفار مازندرانى که فقیه و عالم اخلاقى بودند، فرمودند:
«ایشان گاهى براى رفتن به مسجد، با پدرم رفاقت داشت و به خانه پدرم مىآمد
و وضو مىساخت. از ایشان دستورالعملى خواستم، ذکر یونسیه را به من سفارش
کرد.» (آ: ص 24)
× آقاى حدّاد
درباره اینکه چه چیزهایى براى معرفت نفس و معرفت ربّ مؤثر است مىفرمودند:
ذکر یونسیه در سجده و دیگر ذکر «یااللَّه، یااِلهُ، یاربّ» یک ساعت زمانى،
در سجده براى تقویت روح خیلى اثر دارد. (آ: ص 29)
× روزى از آقاى حدّاد پرسیدم: ذکر یونسیه چرا تا «الظّالمین» است تا «نجى المؤمنین» نیست؟
فرمود: تا «کُنتُ من الظّالمین» است به دلیل آنکه تا اینجا براى عبد است و
بقیه استجابت و نجات مؤمنین از خداست. گفتم: «کلام الملوک، ملوک الکلام».
(آ: ص 29)
× آثار ذکر یونسیه چیست؟
ج: مداومت ذکر یونسیه اتصال به ارواح، و چشم برزخى باز مىگردد. (آ: ص 71)
× شما شیخ على زاهد قمى شاگرد ملاحسینقلى همدانى را دیدهاید و سؤالى از ایشان کردهاید؟
ج: به ایشان گفتم:
چیزى براى راه بندگى به من بدهید؟ فرمود: على بن ابراهیم قمى مىگوید:
«لاالهالاانت سبحانک انّى کنت من الظّالمین» (انبیاء 87) (ذکر یونسیه را
در سجده دادند) (آ: ص 93)
درباره شیخ على زاهد قمى فرمودند: موقع وفاتش به خدمتش رسیدم و گفتم چیزى
براى راه بندگى به من بدهید. فرمود: لاالهالاانت سبحانک انّى کنت من
الظّالمین. یعنى این ذکر یونسیه را (در سجده) بگو. (آ: ص 24)
× آنهایى که گذشته خوبى نداشتند و حال مىخواهند خوب شوند، چهکار کنند؟
ج: استغفار و ذکر یونسیه بگویند، و عزم بر عدم عود به کارها و صفات ناپسند گذشته کنند. (آ: ص 73)
دو ذکر مرحوم حدّاد
×
مرحوم استاد مىفرمودند: مرحوم آقا سید هاشم حدّاد دو ذکر را ترک نمىکرد،
یکى ذکر لاالهالّااللَّه و دیگرى ذکر یونسیه بود. (صح: ص 175)
سه ذکر
× معمولاً جناب استاد در اوقات سکوت و تفّکر، سه ذکر را با لحنى خاصّ مىگفتند، که اگر کسى کنارش در اطاق نشسته بود مىشنید.
1- یا وفى یا
اللَّه: یا وفى از اسماء اللَّه است. به معنى وفاکننده به عهد؛ به ابجد
کبیر 96 مىشود؛ و از القاب حضرت رضاعلیه السلام مىباشد. ایشان از سادات
رضوى بودند، و این اسم را بسیار یاد مىکردند.
2- یا اللَّه المحمود فى کل فعال (فعاله)؛ این اسم از اسماء ادریسه است و براى قضاء حوائج به عدد خاص نافع است.
3-
لاالهالّااللَّه؛ نظرشان این بود که براى نفى خواطر بسیار نافع است، و
گفتن یک لاالهالااللَّه بهتر از دنیا و مافیها است. (صح: ص 136)
ذکر یاشافى
×
براى شفاء مریض سؤال شد، فرمودند: (در قرآن آمده است) و اذا مرضت فهو
یشفین: حضرت ابراهیم گفت: هروقت مریض شوم خدا مرا شفاء مىدهد (شعراء 80) و
ذکر یاشافى براى شفاء خوب است.
× عدد شافى 391
مىباشد که براى شفاء (بکسر شین) امراض نافع است. در دعاى کمیل آمده است و
ذکره شفاء: یاد خدا درمان و شفاء است، و مناسب اسم اللَّه همین اسم
مىباشد. (صح: ص 157)
سه چیز با برکت
×
از چیزهایى که براى برآمدن حاجت دنیایى و آخرتى، اجازه نمىخواهد و آثار
هم دارد، و حضرت استاد در موارد مختلف به افراد مىفرمودند سه چیز است:
اول: ذکر استغفار؛ استغفراللَّه ربى و اتوب الیه.
دوم: ذکر صلوات؛ اللّهم صل على محمّد و آل محمّد.
سوم: صدقه دادن. (صح: ص 165)
تسبیحات اربعه
×
جناب استاد مىفرمود: تسبیحات اربعه یعنى سبحاناللَّه و الحمدللَّه و
لاالهالّااللَّه و اللَّهاکبر بعد از نماز 30 مرتبه براى نورانیت قلب خوب
است، و مرحوم سید على آقا قاضى به آن امر مىکردند. (صح: ص 168)
× از امام رضاعلیه
السلام روایت است کسى تسبیح تربت امام حسین را داشته باشد و آنرا بگرداند و
تسبیحات اربعه را بگوید؛ براى هر یک دانه، خداوند براى گوینده 6000 حسنه
بنویسد و 6000 گناه را محو کند و 6000 شفاعت براى او بنویسد و 6000 درجه او
را بلند کند. (مفاتیح الجنان ص 830)
پس سزاوار است سالکین الى اللَّه با تسبیح تربت مخصوصاً قبل از طلوع آفتاب
و قبل از غروب آفتاب صد مرتبه تسبیحات اربعه را با توجه بگویند تا مصداق
این آیه «و سبّح بحمد ربّک قبل طلوع الشّمس و قبل غروبها»: تسبیح خدا قبل
از طلوع آفتاب و قبل از غروب آفتاب کن (طه 130) بشوند. (صح: ص 168 و 169)
براى نورانیت قلب
× بسیارى از اوراد و
اذکار حضرت استاد براى تنویر قلب و تهذیب نفس بوده است؛ که آنها را در دو
کتاب آفتاب خوبان و روح و ریحان درج کردیم.
از جمله مىفرمود: این ذکر «اللَّه لا اله الّا هو الحىّ القیّوم» بعد از
نماز صبح یک اربعین به عدد 1001 مرتبه با نگاه به... براى نورانیت قلب خوب
است. (صح: ص 171)
ارتباط با خدا
×
خیلى دلم مىخواست بدانم ایشان ارتباطشان با خدا چگونه است. یکبار پیششان
بودم به قلبشان اشاره کردند و فرمودند: سرت را بگذار اینجا، گوشم را
گذاشتم، شنیدم یک کلمهایى دائم تکرار مىشود. گفتم آقا ذکر شما فلان کلمه
است؟ فرمودند: بله!
مثل ساعت که دائم کار مىکند، این کلمه تکرار مىشد، ارتباطشان با خدا اینگونه بود. (مى: ص 67)
قوت ذکر ایشان
× با اینکه محضر خیلى از بزرگان را درک کردهام ولى از لحاظ ذکر هیچکدام را به قوّت ایشان ندیدهام. (مى: ص 87)
ذکر الحىّ
×
مىفرمودند: ذکر «الحىّ» هفتاد مرتبه صبحها براى نورانیت قلب و عافیت
(سلامتى و صحّت قلب) خوبست و بعضى این را سرسر مىخوانند. (صح: ص 176)
اللَّهالصمد
× آیةاللَّه کشمیرىرحمهم الله فرمود:
«مدّتى مشغول ذکر شریف «اللَّهالصمد» بودم و به آن مداومت داشتم تا
اینکه در حال کشف و شهود ملکى دیدم که سینى به من هدیه کرد که وسط آن با
خط بسیار زیبا و نوارنى ذکر «اللَّهالصمد» حک شده بود.
من از این واقعه فهمیدم که نصاب و زمان این ذکر به پایان رسیده و وقت ظهور
آثار و برکات توجه این اسم شریف فرا رسیده است و آنچه که به واسطه این
اسم باید به من برسد، رسیده است». (مژ: ص 36)
هو الحى
× خیلى وقتها آدم احساس مىکرد ایشان دارد «هو الحى» مىگوید، با نفس کشیدنش «حى» مىگوید. (مى: ص 76)
یا لطیف
×
از ذکرهایى که براى لطافت و نورانیّت و روحانیّت به آن نظر داشتند ذکر
«یالطیف» بود، که در «لطیف»، مهربانى و ملاحت و رفق از آثار آن به دست
مىآید که البته دو نوع مىفرمودند: یکى در یک شب خاص، و دیگرى در اربعینى
با عدد و لباس و زمان خاص که براى دیدن انوار و مکاشفات مؤثر است. (مى: ص
98)
هفت مرتبه نادعلىعلیه السلام
× گاهى دستم را به طرف حرم امیرالمؤمنینعلیه السلام دراز مىکردم و هفت مرتبه «نادعلى» مىخواندم و حاجتم برآورده مىشد. (مى: ص 63)
اثر ذکر
× آثار اذکار تا چه وقت ظاهر مىگردد؟
ج: باید یک حول (یک سال) بگذرد تا اثرش معلوم شود. (آ: ص 72)
× کسى به استاد عرض کرد ذکر مىگویم اثرش را نمىبینم، علّتش چیست؟ (آ: ص 72)
ج: آقا به زبان
عربى محلى به یکى از دوستانش که کنارش بودند، فرمودند: او زمان الآنش را
مىبیند امّا دفتر کهنه احوال و اعمال گذشته را ورق نمىزند (که چه
خرابىهائى دارد). (آ: ص 73)
× اذکارى که مدت زمانىاش زیاد طول مىکشد آثار آن کى و چهوقت ظاهر مىگردد؟
ج: در اذکارى مانند
ذکر «یا حىُّ یا قیّوم» همان روزهاى سوم و چهارم حجابها کنار رفته و چشم
بصیرت باز مىشود که رؤیت آنها حدّ و حصر ندارد. (آ: ص 66)
× تأثیر اذکار طبق روایات تا یک سال مثمر ثمر خواهد بود. (آ: ص 54)
روزه
روزهدار
× ایشان روزها معمولاً روزه بود. دو سه روز پشت سر هم روزه مىگرفت، غذا کم مىخورد و قرآن بسیار مىخواند. (مى: ص 47)
رزق
× آیا درس معیار رزق هم است؟
ج: درس معیار رزق
نیست چه آن که قرآن فرموده: وَ لَو أنَّ اَهلَ القُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوا
لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکات مِنَ السَّماءِ وَ الاَرض؛ ایمان و تقوا را
معیار قرار داده است. این فضل خداست به هرکه بخواهد مىدهد؛ ذلِکَ فضلُ
اللَّه یُؤتیهِ مَن یَشاء. (ر: ص 135)
× آیا سوره توحید (قل هواللَّه احد) براى رزق مؤثر است و نمونه هم دارد؟
ج: شخصى از علماء
هند که سید هم بود به نجف آمد، من و پدرم نزدش رفتیم. او مىگفت: یک نفر یا
صد نفر مهمان بر ما وارد شود براى عیالم فرق نمىکند و همه مهمانها را
مىرسد، علتش مداومت بر سوره توحید است. (ر: ص 138)
زندگىنامه
در دنیا نبود
× آقاى کشمیرى در
دنیا نبود. اگر فرضاً من بیرون مىرفتم و مىآمدم و هوا تاریک شده بود و
کلید برق بالاى سرش بود، آنرا روشن نمىکرد و من آنرا روشن مىکردم. اگر
بازار مىرفتم و برمىگشتم و مىگفتم فلان چیز قیمتش اینقدر شده،
مىفرمود: «یعنى بالا رفته یا پایین آمده اس»؟ اگر در مورد جهیزیه دختر با
او صحبت مىکردم، مىگفت: «یعنى چه؟ هم دختر بدهد و هم جهیزیه»؟! بازار
نمىرفت؛ مگر براى اندازهگیرى لباس به خیاطى برود. در خرید و خرابى خانه و
جهیزیه دختران دخالت نداشت.
× اینها کلمات همسر محترمه استاد بود که در تاریخ 88/12/28 در منزلشان در تهران درباره استاد فرمود. (مژ: ص 76)
× آیا زنان به مقامات عرفانى بلند مىرسند؟
ج: ممکن است ولى تا به حال در ایران و عراق ندیدم و نشنیدم. (آ: ص 65)
زیارت
زیارت اهل قبور
×
حضرت استاد مسافرت مکّه و مدینه نصیبش نشد و قبور پیامبر اکرمصلى الله
علیه وآله و چهار امامعلیه السلام، را از نزدیک زیارت نکردند. از قبور
ائمه امیرالمؤمنینعلیه السلام و بعد امام حسینعلیه السلام، و از
امامزادهها حضرت ابوالفضل در کربلا و سیّد محمد فرزند امام هادىعلیه
السلام در سامراء؛ و از قبور علما به قبر سیّد على آقا قاضى در نجف و
بابارکنالدین در تخت فولاد زیاد اهمیّت مىدادند و ممتاز مىشمردند. (آ: ص
51)
زیارت قبور
×
جناب استاد را مسافرت حجّبیت اللَّه نصیب نشد و مکه و مدینه را از نزدیک
ندیدند، چون از شرایط آن استطاعت مالى است و براى ایشان مقدور نشده بود.
روزى در اواخر عمر استاد، صبح دو نفر جوان عرب به نزد ایشان آمدند و
گفتند: ما فرزند فلانى هستیم که قبلاً در نجف کاسب بوده و با شما مرتبط
بوده است، و الان در کویت (یا بحرین) اقامت دارد. نذر کرده که اگر حاجتش
برآورده شود، شما را به حج تمتع ببرد. براى این دستور پدر خدمتتان رسیدیم،
چه مىفرمایید؟
ایشان فرمودند: به پدرتان سلام مرا برسانید و بگویید من استطاعت جسمانى ندارم و نمىتوانم بیایم، از ایشان این وجوب ساقط است.
× اما از قبور
ائمهعلیه السلام در عراق و ایران همه را زیارت کردند و از ائمه، قبر حضرت
امیرالمؤمنین و امام حسینعلیهما السلام را بسیار اهمیت مىدادند و از قبور
امامزادههاى عراق حضرت ابوالفضلعلیه السلام در کربلا و سید محمّد در
سامرا و از قبور وادىالسلام در نجف، شیخ زینالعابدین مرندى و سید على آقا
قاضى را بسیار توصیف مىکردند و زیاد بر سر قبر آنان مىرفتند.
از قبور قم هم حضرت معصومهعلیها السلام و علىبن جعفرعلیه السلام را مهم مىشمردند.
از قبور اصفهان، قبر بابارکنالدین در تخت فولاد را اهمیت مىدادند و مىفرمودند مظهر لاالهالّااللَّه مىباشد.
× بر اثر زیارت قبور
اکثر امامزادههاى قم فرمودند: وقتى مریض شدم به مکاشفه دیدم، عدهاى سید
که عمامه سبز بر سر داشتند به عیادتم آمدند، فهمیدم اینها امامزادههایى
بودند که من به زیارت قبورشان رفته بودم.
زمانى فرمودند: هرکس حاجتى داشته باشد، سه روز سر قبر یکى از علماء که
نفوس و زهدش بیشتر باشد برود و یک حمد و یازده قلهواللَّهاحد بخواند به
صاحب آن قبر هدیه کند و بعد هزار و یک مرتبه لاالهالّااللَّه بگوید اثر
داد و تجربه شده است.
وقتى عیالم و عیال یکى از دوستان، از نجف به ایران آمده بودند و راه مدتى
بسته شده بود، این ذکر را سه روز شروع کردیم. عیال دوستم بعد از سه روز و
عیالم بعد از دو روز به نجف بازگشتند.
× حضرت استاد با یکى
از تلامذه با هم به زیارت امامزاده شاه جمال (از اولاد حضرت موسىبن
جعفرعلیه السلام) واقع در جاده قدیم اصفهان - قم رفتند. دعاى احتجاب
مىخواندند، بعد خطاب به امامزاده فرمودند: بنىامیه، شما سادات را آواره
کردند و صدام ما را آواره کرد، دو مرتبه به دیدن شما آمدم شما به دیدنم
نیامدید. بعدازظهر حضرت استاد و تلمیذ یک خواب مانند هم دیدند و آن این بود
که مىبینند امامزاده شاه جمال که گندمگون و شکلش مانند حضرت موسىبن
جعفرعلیه السلام است مىآید، آن تلمیذ مىخواهد دست ایشان را ببوسد که
امامزاده مىفرماید: اول آن آقا و به طرف استاد مىرود و با استاد معانقه
مىکند و زمزمه استاد و تلمیذ این بود که «و من یشابه أبه فما ظلم» (کنایه
از اینکه چقدر با پدرش موسىبن جعفرعلیه السلام شباهت دارد).
× روزى استاد به سر
قبر عالمى از اهل معرفت به نام امامزاده زید، مدفون در قبرستان نو (شیخ
عبدالکریم حائرى) مىرود و با فاتحه و دیگر اذکار روح او را شاد مىکند.
بعدازظهر استاد در عالم رویا مىبیند که صاحب قبر عذرخواهى مىکند که شما
وقتى سر قبرم آمدید به استقبال روحى از علما رفته بودم که تازه فوت کرده
بود.
× روزى یکى از
تلامذه با جناب استاد به قبرستان علىبن جعفرعلیه السلام مىروند. استاد
مىفرمایند: عجیب است نمىبینى اینجا را نور فرا گرفته است، انگار امام
زمانعلیه السلام اینجا بوده شما نمىبینید؟ عرض مىکند: نه. و وقتى دیگر
درباره قبرستان علىبن جعفر فرموده بود: ماشینهاى پارک شده کنار این
قبرستان را نور فرا گرفته است.
× در قم خیابان آذر
(طالقانى) قبر موسى مبرقع، فرزند بلافصل امام جوادعلیه السلام قرار دارد که
جدّ استاد بوده است و در کنار قبرش چهل نفر از سادات مىباشند که مىگویند
«چهل اختران». وقتى استاد براى زیارت مىآیند، ایشان را به مشاهده مىبیند
و مىفرمایند: توى این چهل نفر بچه شیرخوار هم هست.
× مىفرمودند: وقتى
با شیخى با هم به قبرستان تخت فولاد، سر قبر بابارکنالدین رفتیم، یکى از
اولیاء خدا وارد شد و من و آن شیخ رابه نجف اشرف برد و سیر داد و برگرداند،
این مکاشفه نبود. (ر: 75 و 74 و 73)
حرم امام رضاعلیه السلام
× ظاهراً در سفر اول
از نجف به مشهد، وقتى وارد حرم مطهر امام رضاعلیه السلام شدند و چشمشان به
ضریح مطهر خورد، چنان جذبهاى ایشان را گرفت که بىاختیار با صداى بلند
گفت: «واللَّه هذا ابن رسول اللَّه» قسم به خدا این امام فرزند رسول خداصلى
الله علیه وآله وسلم است. (مى: ص 61)
تنهایى زیارت مىخواند
×
ایشان خودش همیشه تنهایى زیارت مىخواندند. یکبار من رفتم کنارش بایستم،
اما دیدم خودش را کنار کشید و مىخواست تنها باشد و من هم دیگر چیزى نگفتم.
(مى: ص 51)
زیارت جامعه
×
ایشان کسى نبود که مکان خیلى در او تأثیر داشته باشد. چه در قم و چه در
مشهد زیارت جامعه مىخواند، و بعد از آن دیگر دعا و سکوت بود. (مى: ص 80)
× در توسّل و زیارت
امیرالمؤمنینعلیه السلام زیارت ششم را سفارش مىکردند و مىفرمودند: مرحوم
سید على آقا قاضى به این زیارت تأکید داشتند. (ر: ص 98)
امام صادقعلیه السلام فرمود: من ضامنم نزد خدا، هر کس زیارت کند امام على
و امام حسینعلیه السلام را به این زیارت، خواه از نزدیک و خواه از دور
زیارتش مقبول و عملش مزد داده شود، و سلامَش به ایشان برسد و پسندیده گردد و
حاجتهایش برآورده گردد هرچند بزرگ باشد.
اول زیارت این است: السلام علیک یا رسولاللَّه السلام علیک یا صفوةاللَّه
السلام علیک یا امیناللَّه لا فرّق بینى و بینکما. (ر: ص 99)
زیارت امیناللَّه و عاشورا
×
به زیارت امیناللَّه و زیارت عاشورا خیلى علاقه داشتند. مخصوصاً زیارت
امیناللَّه که حتى در خواب هم این زیارت را مىخواندند. نمىدانم چه حالتى
داشتند، شاید همان موقع رفته بودند حرم و براى حضرت امیرعلیه السلام زیارت
مىخواندند. (مى: ص 24)
× درباره زیارت
عاشورا مىفرمودند: بسیار خوب است، لکن شخص باید مواظب باشد براى بعضى
حوائج که ارتباطى با زیارت ندارد، نخواند (که چوب دارد). (ر: ص 101)
× آیا زیارت عاشورا ختمى هم دارد؟
ج: چهل روز براى روا شدن حاجات خوب است، لکن زیارت عاشورا سنگین است و براى بعضى حوائج چوب (و عوارض) دارد. (آ: ص 71)
زر فانصرف
× عبارت «زُر فَانصَرِف، زیارت کن و برگرد» در زیارت کدام یک از امامانعلیه السلام است؟
ج: این مختص زیارت
امام حسینعلیه السلام است، چون حق زیارت او را کسى نتواند به جاى آورد،
لذا دستور آن است زیاد در حرم مطهر توقف نکنند. (آ: ص 78)
× از قبور کدام یک از علما بیشتر بهرهمند مىشدید؟
ج: از قبر شیخ زینالعابدین مرندى و سید على آقا قاضىقدس سره. (آ: ص 80)
× از قبور اولیاء چه باید خواست؟
ج: معرفت خدا، «وَ
ما خَلَقتُ الجِنَّ وَ الاِنسِ اِلّا لِیَعبُدُون»: من جن و انس را
نیافریدم، مگر به این خاطر که مرا عبادت کنند. یعنى مرا بشناسند.
× شما قبور
بابارکنالدین و حاج محمدصادق تخت فولادى را (به تاریخ 16 آبان 1374) در
اصفهان دیدهاید. نظر جنابعالى درباره این دو چیست؟
ج: بابا رکنالدین روح و ریحان است و از حاج محمدصادق قوىتر است.
× آیا از قبر بابا رکنالدین چیزى هم طلب کردید؟
ج: خواستم بفهمم ذکر او چه بوده، الهامم شد که ذکرش «لاالهالّااللَّه» بوده است. (آ: ص 82)
× رفتن افراد شبها به قبرستان اشکال دارد؟
ج: رفتن شب به
قبرستان کراهت دارد و علتش این است که در برزخ مثل شبهاى ما،
رسولاللَّهصلى الله علیه وآله براى اموات مؤمنین مجلس دارند، وقتى فاتحه
در قبرستان خوانده مىشود آن را حضور متوفى مىبرند، مجبور مىشود از مجلس
رسولاللَّهصلى الله علیه وآله بیرون آید، و وجه کراهت یکى این است. (آ: ص
81)
